|
يکم: يک زنجيره با سه
واقعه
روز مبارزه با استکبار جهانی را در حالی گرامی می داريم که سه واقعه مرتبط با آمريکاي جنايتکار ما را به اين گراميداشت فرا می خواند. در مهرماه سال 1342 كابينه «اسداللّه علم» به دستور شاه و برای اثبات نوکری رژيم پهلوی به آمريكا، به طور مخفيانه لايحه اعطای مصونيت قضائی به مستشاران آمريکائی را تصويب كرد. اين لايحه اوايل سال بعد به تصويب مجلس شورای ملی و سنا رسيد. حضرت امام وقتی از اين ماجرا باخبر شدند، طی نطقی تاريخی، در 4 آبان 1343نسبت به عواقب اين اقدام هشدار دادند و آن را به منزله بردگی ملت ايران دانستند. اما رژيم پهلوی به جای دفاع از حقوق ملت، در نيمه شب 13 آبان 1343، ايشان را دستگير و پس از انتقال به تهران مستقيماً به تركيه تبعيد کرد. در سال 1357، اما ديگر فريآد رهائی بخش امام راحل (ره) از حنجره هر ايرانی آزاده ای شنيده می شد. رژيم متکی به آمريکا برای درهم شکستن صدای انقلاب، حتی حاضر شد دانش آموزان را نيز به مسلخ استکبار ببرد و با کشتار بیرحمانه آنان در 13 آبان 1357 کوشيد راه تسلط آمريکا بر ايؤان را بازنگه دارد. اما سه ماه بعد ديو چو بيرون رفت، رفشته انقلاب به ميهن اسلامی بازگشت. با اين حال سفارت آمريکا همچنان در تلاش برای بازگرداندن سلطه خود به ايران انقلابی بود اما دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره) در 13 آبان ۱۳۵8 با تسخير لانه جاسوسی امریكا، رويای بازگشت استکبار به ايران را برای هميشه نقش برآب کردند.
دوم: سه دهه پيشرو امروز ديگر همه کشورها حتی دوستان اروپايي آمريکا، سفارت خانه های اين کشور را «لانه جاسوسی» می خوانند و به دخالت های نابجای کاخ سفيد در امور داخلی خود معترضند و با التماس خواهان پايان فعاليت جاسوسی اين سفارت خانه ها و محدود شدن کار ديپلماتهای آن به مراودات ديپلماتيک هستند. البته منشاء اصلی اين اتفاق هم افشاگری های «اسنودن» کارمند سابق نهادهای امنيتی آمريکاست نه همت جوانان کشورهای معترض یا حتی هوشمندی نهادهای امنيتی و اطلاعاتی آنان. در حالی که جوانان انقلابی ايران، سه دهه پيشتر زمانی که هنوز نهادهای اطلاعاتی و امنيتی نظام نوپای اسلامی شکل نگرفته بود، با فتح لانه جاسوسی و اقدامی که حضرت امام(ره) آن را انمقلاب دوم ناميد، نه تنها بر اسنودن پيشی گرفتند بلکه در لانه جاسوسی آمريکا را تخته کردند.
سوم: آزموده امروز ديگر همپيمانان غربی آمريکا هم به کاخ سفيد خوش بين نيستند. با اين حال متوليان سياست خارجی در کشورمان اميدوارند يکبار ديگر با کاخ سفيد اتمام حجت کنند و اگر لازم باشد «دم کدخدا را ببينند». البته ديگر وضع کاخ سفيد، چنان نيست که بازهم بخواهد رويای برگشت به ايران را تعبير به واقع کند. امروز آمريکا بسيار ضعيف تر از روزی است که جوانان مسلمان ايران با دستان خالی انقلاب دوم را برپا کردند و در دفاع مقدس خوش درخشيدند. امريکا امروز از نقش «کدخدايي» دهکده جهانی عدول کرده و با سرشکستگی، از عراق گريخته و صدام دشمن ديرين ايران را هم با خود برده است. حتی حامد کرزای هم، حاضر نيست ماندن آمريکا در افغانستان را بيش از اين تحمل کند.
چهارم: کار ملت و دولت ملت ايران اسلامی از دولت برآمده از جمهور آرايش حمايت می کند و به ديپلمات های دولت خود نيز اعتماد دارد. اما کارويژه ملت با دولت يکسان نيست. ملت ضمن احترام به مذاکرات دولت، حق خود می داند از شيطان بزرگ اعلام برائت کند و بازهم همه مظلومان و مستضعفان جهان را به کرا ابراهيمی و شکستن بت های فاقد اعتبار فرابخواند. به ويژه امروز که نهضت های بيداری اسلامی دست آمريکا را در سرقت انقلابهای خود می بينند، می خواهند هوشمندی ملت ايران را همزمان با «آزمون مذاکرات دولت» مشاهده کنند و منتظر الهام بخشی دوباره ايران هستند. امروز دانش آموزان، دانشجويان و جوانان ايرانی پيشاپيش آحاد ملت، به همه مستضعفان جهان، دوباره سرمشق مبارزه با استکبار جهانی می دهند. انعکاس اين مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:0  توسط محمد مهدي شيرمحمدي
|
|