تبليغاتX
-:- باغ انديشه -:- - وبر و منافقين

-:- باغ انديشه -:-

وبگاه شخصی محمدمهدی شیرمحمدی

وبر و منافقين

مقصر ماكس وبر است

يكم) نفوذ و توطئه


در دهه اول انقلاب اسلامي، منافقين انقلاب، رويكرد دوگانه «نفوذ و توطئه» را براي قبضه كردن انقلاب اسلامي در پيش گرفتند و گرچه به هدف اصلي خود نرسيدند اما مصائبي بر سر انقلاب اسلامي آوردند كه ديديم و شنيديم.


وقتي واقعه 8 شهريور پيش آمد، قاتل را هم شهيد جا زدند و به قول دكتر موسي زرگر، مشتي استخوان و خاكستر را به نام پيكر كشميري تشيع كردند؛ تا هم او را بگريزانند هم دست «منافقين انقلاب» فعلا پشت پرده بماند. بعد هم به مدد مديريت قاضي پرونده كه از قضا شريك اين قافله بود، روزشمار مظلوميت مضاعف شهيدان رجائي و باهنر آغاز شد. بعد هم منافقين انقلاب با جوسازي و جلب حمايت گروهي ساده‌دل، پوستين حقايق را وارونه كردند.

وقتي ديگر در مذاكرات الجزاير، همين منافقين انقلاب، اعتبار ملت مسلمان ايران را به ثمن بخس فروختند و تعهداتي دادند كه ذكر آن مثنوي 70 من مي‌خواهد. در انتخابات سال 1364، يكي از حقوق‌دانان كوشيد زوايائي از اين پرونده را براي ملت بازگو كند كه آقايان با هياهو و هوچي‌گري مستبدانه- از همين جنس جوسازي‌ها كه بعد از انتخابات 1388 ترتيب دادند- پرونده حقارت و ضعف خويش را در الجزاير پنهان كردند. اي كاش در مناظره‌هاي انتخاباتي جائي براي اين پرونده هم باز مي‌شد تا سيه روي شود هركه در او غش باشد.

منافقين انقلاب از اين دست كارنامه‌هاي سياه زياد دارند كه بسياري از آنها هنوز حتي در پيشگاه ملت گشايش نيافته است. حداقل مروري بر كارنامه سياه منافقين انقلاب، تجربه‌هاي گراني پيش چشمان ما مي‌گذارد. اسف‌بار ترين فصل اين تجربه‌ها، سكوت دستگاه‌هاي نظارتي و قضائي دربرابر اين كارنامه خيانت‌بار است.

دوم) جمهوري‌خواهي مسبتدانه!

در سالهاي بعد، منافقين انقلاب از غمض عين نظام، بهره بردند و تحركات خود را براي مصادره انقلاب اسلامي ادامه دادند. اما اين‌بار رويكرد خودمتضاد(پارادوكسيكال) و دو چهره «جمهوري‌خواهي مستبدانه» را در پيش گرفتند. آنجا كه مي‌توانستند راي مردم را به خود همراه مي‌كردند و آنجا كه نمي‌توانستند، روش‌هاي مستبدانه را در برابر قانون و راي ملت در پيش مي‌گرفتند؛ يا بر موج تلبليغاتي كه با غارت بيت المال برانگيخته بودند براي خود كسب وجهه مي‌كردند يا با گردن كلفتي جواز صلاحيت خويش را در انتخابات مطالبه مي‌كردند، يا به صندوق راي مردم دستبرد مي‌زدند، يا قاعده بازي را به هم مي‌زدند، يا...

در انتخابات مجلس پنجم شاهد تبليغاتي وسيع و اغواگرايانه از سوي منافقين انقلاب بوديم. هيچكس از منشاء سرمايه‌هائي كه انتخابات را مهندسي مي‌كرد سوال نكرد.

در واقعه 18 تير منافقين انقلاب به طور علني در جمع دانشجويان گفتند كه بايد از تنور فتنه‌ حداكثر بهره برداري داشته باشند. بعد گروهي سياهي لشكر و تحت فرمان ملوس و منوچ را به محاكمه كشيدند و فتنه‌گران منافق باز در پرده نهان ماندند.

در انتخابات مجلس ششم، عوامل همين جريان كه در قالب يك حزب سياسي ساماندهي شده بود به طور وسيع دست به تقلب در انتخابات زد. كسي به اين تخلفات رسيدگي نكرد.

در انتخابات شوراهاي دوم آنان كار را به تائيد صلاحيت دشمنان انقلاب اسلامي و مطرودان حضرت امام(ره) كشاندند. بازهم به رغم رهنمودهاي صريح مقامات عالي كشور و آگاهان امور، به پرونده تخلفات آنان رسيدگي نشد.

در انتخابات مجلس هفتم، منافقين انقلاب به طور آشكار به جذب كمك 40 ميليارد ريالي از كمپاني‌ها و شركت‌هاي خارجي پرداختند و آن گونه كه در روزنامه‌ها نيز منعكس شد بخت خود را براي انقلاب مخملي، گرجستانيزه كردن انتخابات و تحميل نظر خود به نظام آزمودند و اسف‌بار اين كه بازهم كسي ردي از آنان نگرفت.

سوم) دست مصلحت‌سنج

آنچه اين روزها در باب فتنه‌گران «تقرير» مي‌كنند، مشكل حكايتي است. فرماندهاي اين فتنه‌انگيزي و شهرآشوبي، هنوز در آرامش‌اند و گروهي ميان‌مايه، سياهي لشكر و پياده نظام به محاكمه سپرده شدند. اين فتنه‌گران ميان مايه ‌هم از يك سو خود را نظريه‌پرداز جا مي‌زنند تا رفقاي گرمابه و گلستانشان براي فتنه‌انگيزي‌هاي بعدي در پرده مصونيت باقي بمانند و اصل ماجرا را به يك سوء تفاهم ساده نظري تقليل مي‌دهند. احتمالا بايد ماكس وبر را مقصر اين همه فتنه‌انگيزي بدانيم. حيانا ااگر او 105 سال ديگر زنده مانده بود بايد به جاي منافقين انقلاب ما محاكمه مي‌شد!

گوئي اصلا آشوبي رخ نداده است، شورشي عليه ملك و ملت ترتيب نداده‌اند، جواني كشته نشده، آبروئي از مملكت نريخته‌اند، وجهه ملت در بي‌سابقه‌ترين انتخابات را تخريب نكرده اند. تنها يك خطا در ترجمه آراي وبر، رخ داده است و مجازات آن بنايد بيشتر از كاهش نمرات درسي باشد.

‌يكي از سركردگان اين فتنه، به هنگام بازداشت با نيشخند مي‌گفت: «دو روز ديگر آزاد مي‌شوم!» او اميدوار بود همان دستي كه سالها با مصلحت‌سنجي‌هاي سياسي، براي منافقين انقلاب، از اين ستون به آن ستون، فرجي حاصل آورده بود هنوز كاري از پيش ببرد.

خوشبختانه به مقاومت خوب مسئولان امر او هنوز در بند است و البته از اين فرصت براي معالجه دردهاي ظاهري خود با هزينه ملت استفاده مي‌كند.‌ اما هنوز شاهد رسيدگي جدي به پرونده فتنه انگيزي منافقين انقلاب نبوديه‌ايم. بيم آن مي‌رود كه بازهم اسف‌بار ترين فصل رسيدگي به پرونده آنان حكم آزادي‌شان باشد. چنين مباد كه در سالهاي بعد فصلي نو از فتنه انگيزي‌هاي منافقين رقم بخورد و...

بعد از تحرير

اين يادداشت در شماره روز 14 شهريور 1388 روزنامه جوان و نيز جوان‌آنلاين منتشر شد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 17:18  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |