تبليغاتX

-:- باغ انديشه -:- - رسانه و فرهنگ اسلامي

نقش رسانه را در ترویج فرهنگ انقلابی

 محمد مهدی شیر محمدی

در گفتگو با مجله الكترونيكي "موج چهارم"

محمدمهدي شيرمحمدي؛ دانشجوی دوره دکترای «اندیشه سیاسی» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاكنون با حدود30 نشریه همکاری داشته که از آن جمله می توان به فرهنگ مشاركت، گام چهارم... 
پيام نهج البلاغه، سياست، فردا، جوان، صبح صادق، گلبانگ مسجد، همراه، حمايت، سوره، کتاب نقد، خردنامه همشهری، آئین سلوک و...اشاره کرد.
 
نقش رسانه را در ترویج فرهنگ انقلابی چگونه ارزیابی می کنید؟
اگر رسانه را به معنای عام بگیریم، نقش آن در ترویج فرهنگ اسلامی مثبت است  و الان هم نقش مثبتی ایفا می کند، اما اگر رسانه را به معنای رسانه  مدرن مثل تلویزیون، روزنامه و رادیو در نظر بگیریم، در آن تردید دارم. به عبارت دیگر کارکرد رسانه ای مدرن نیست، یعنی نمی توان گفت که  جوامع انسانی قبل از دوره ی مدرنیته با هم ارتباط برقرار نمی کردند؟ و فن آوری ارتباطی نداشتند؟ داشتند؛ اما این رسانه(اینترنت،تلویزیون . .) محصول  دوره مدرنیته است یعنی تلویزیون و روزنامه محصولی مدرن است برای پاسخگویی به نیاز انسان مدرن. اما رسانه به معنای عام محصول نیاز بشریت است. آیا منبر رسانه نیست و مسجد کارکرد رسانه ای ندارد، خطبا  کارکرد رسانه ای نداشتند، خانقاه ها، قهوه خانه ها  و نقالی ها کارکرد رسانه ای نداشت، نقال ها برای اینکه که مردم را به جنگ با روس ها تحریک کنند، طوری از ستیزه جویی رستم و  تورانیان(روس ها)  نقل می کردند تا آنها را تحریک به جنگ  نماینند، کارکرد این نقالی از یک روزنامه امروزی اگر بیشتر نباشد،کمتر نبود.  اگر رسانه را به معنای نهادی که بین بخشی از جامعه و بخشی دیگر ارتباط مفهومی برقرار می کند، مد نظر قرار دهیم،  رسانه در طول بشریت نیاز بشر بوده و در  طول تاریخ اسلام هم رسانه تا حد قابل توجهی مورد اعتنا بوده  و فن آوری رسانه ای مخصوص به آن هم ساخته می شده.  اما اگر رسانه را به معنای مدرن بگیریم،  یک پدیده ای است که متعلق به  بشر  مدرن است. کار رسانه به معنای عام در مکتب اهل بیت  هدایت و بلاغ است، کار رسانه در مکتب مدرن، پاسخگویی به نیازهای سوداگرانه است. شاید معادله خیلی پیچیده به نظر بیاید ولی من آن را ساده می کنم.
 
در آغاز عصر رنسانس در بورک ها (شهرهای بندری) که بعداً نظام اجتماعی بورژوازی در آن شکل گرفت، اینها کانون اجتماع افراد نو کیسه شد. یعنی آن جوان روستایی که از دست اربابش در رفته بود، به ونیز  یا جنوب می آمد و در این شهرها یک بستنی فروشی یا ساندویچی می زد یا خلاصه شهرام جزایری می شد و پول و پله ای به هم می زد. اما او ضرورتاً تربیت کلیسایی هم پیدا نکرده بود، چون هنوز نوجوان بود و فرصت تربیت شدن در فضای کلیسایی را پیدا نکرده بود. این بشر بورژوا(نو کیسه) به جای کلیسا  کانون های  اجتماعی موازی درست کرد،  برای اینکه از هم باخبر بشوند و تبادل اطلاعات نمایند. برای همین در شهرهای بندری کافه رشد پیدا کرد. کافه ها جای کلیساها را گرفتند و این دو یک فرق ذاتی با هم داشتند، یعنی هر فرد قرار بود در هفته یکبار  به کلیسا برود و  از پدر مذهبی خودش درس اخلاقی بگیرد. حالا این که دستگاه کلیسایی به فساد آلوده شده بود، این یکی از عارضه های آن بود، اما مبنایش این نبوده، در حالیکه  کافه این چنین نبود، اصل این بود که فرد به  آنجا می رفت که به نیازهای لذت جویانانه خود جواب بدهد، که یک نوشیدنی بخورد، یا تفریحی بکند و از دوستان و آشنایان دیگر خبری بگیرد و خبری بدهد. یعنی کافه در فرهنگ رنسانس و بعد هم فرهنگ مدرنیته جای کلیسا را گرفت. الان در این فیلم های روشن فکری کافه یک جایی است که نهاد مورد اعتنا است و یا به نوعی قبله ی افراد کافه (در فضاعای روشنفکری) است. کافه کانون اجتماعی بورژوازی شد به جای کلیسا که کانون اخلاقی اجتماعی بود.  بجای کشیش هم روشنفکر نشست، یعنی بوژوازی پای صحبت روشنفکران می نشست و رمان های ولتر  و . . را می خواند و مردم نو کیسه به مرور زمان ذهنشان برای شورش آماده می شد. برای  تاسیس مذهب  اعتراض  پروتستان، برای  انقلاب فرانسه و انگلیس.
 
 خب این فرد می خواست بداند قیمت طلا و اطمه و اقمشه ... در بندر دیگر چه قدر است. این نیاز ِکاغذ اخبار را ایجاد کرد. حالا یک نکته، آیا در شرق و ممالک اسلام و  در ایرانِ 200 سال پیش این نیاز طی شد، که به روزنامه رسیدیم؟ ضرورتاً این نیازها وجود داشت؟ نه؛ از سر مُد خواهی بود. همین طور که موبایل مُد شد، روزنامه هم مُد شد. در واقع این روزنامه پاسخگوی نیاز سوداگرانه و روحیه ی تجارت طلبی و بازرگانی بود. برای همین بوجود آمد اما رسانه در فرهنگ اسلامی اصالتاً و به ذات برای هدایت و ابلاغ است و کارکردش خیلی  فرق می کند و برای همین در رسانه نمی توانید دروغ بگویید و  سیاست بازی و باند بازی کنید. حتی امام (ره) می گوید اگر تیتر یک جوری باشد (برای اینکه نظر خواننده را جلب کنید) و متن جور دیگری  باشد، این غش است و می فرمایند این نه تنها به دلیل غش بودن آن حرام است بلکه به دلیل آثار بعدی آن جرم محسوب می شود.امام به روزنامه نگاران می گوید که این قلم که در دست شما است در محضر خداست، اما در غرب این طور نیست . حداکثر یک قرارداد، یک تعهد اخلاقی و اجتماعی که با همدیگر بستند، که می گویند اخلاق حرفه ای و  همین باید رعایت بشود و اما این که در ایران امروزی رسانه ها این موارد را رعایت می کنند و یا نه ، یک چیزی دیگر است.  بله کلیسا هم سر جای خود نبود و به ریا  دچار شده بود. 
 
اما قرار بود واعظ وعظ بکند، قرار نبود که ریا کند. اولاً و به ذات کار آن رسانه  یا منبر هدایت و بلاغ بود و نه ریا. اما اولاً و به ذات کار رسانه مدرن پاسخگویی به نیازهای سوداگرانه بود. این زمینه را باید عرض می کردم.
 
حالا، اگر رسانه ها در فرهنگ شیعی، در ایران اسلامی قرن 15، آن کارکرد  واقعی خودشان را شناسایی کنند و بدانند که باید برای بلاغ و هدایت خدمت نمایند، آن موقع اساساً تبلیغ سبک زندگی انقلابی جزء تکلیفشان می شود، نه اینکه بگویند حالا یک ستون برای دفاع مقدس و دو صفحه هم برای انقلاب می گذاریم،  یک صفحه هم اسم اش را پلاک می گذاریم؛ بعضی از این نشریات را مشاهده می کنیم و مباهات  هم می کنند می گویند که در  مجله مان  20صفحه از حوزه های علمیه نوشته ایم. راست هم می گوید و فرض  هم می کنیم که خوب کار کرده اند ولی این عین سکولاریسم  است که ما یک صفحه برای دین و یک صفحه برای دنیا و یک صفحه برای لذت های غیر اخلاقی مان قرار دهیم.  یک صفحه عکس فلان هنر پیشه غیر اخلاقی را بزنیم و صفحه بعد تصویر یک مرجع را، این عین سکولاریسم است. یعنی رفتار سکولار خودش را  به کار رسانه ای مدرن هم، ولو در جامعه ی شیعی ایران، تحمیل کرده است. اما اگر یک رسانه ای اولاً و به ذات به کار کرد اسلامی خودش بخواهد توجه کند یعنی کار هدایت و بلاغ را بخواهد انجام دهد طبیعتاً  یکی  از کارهایی که باید انجام دهد، تبلیغ زندگی علی علیه السلام  و اهل بیت  علیهم السلام می باشد و تبلیغ زندگی انقلابی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 11:27  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |