|
انتخابات به مثابه تنگه احد سيدعلي دانشپژوه گاه نقاطي عطف در تاريخ، بسيار مهم و اقدام به جا در آن شرايط ميتواند بسيار موثر باشد. اقدام خوب ميتواند صفحهاي درخشان از تاريخ را رقم بزند و اقدام نا به جا ميتواند آثار ناگواري را پديد آورد. چنانكه غفلت تعدادي از رزمندگان در تنگه احد شكست ناگواري را براي لشكر اسلام موجب شد. ميتوان گفت؛ انتخابات يكي از برهههاي حساس است؛ حضور فراگير و پرشور ملت در آن و به ويژه حضور آگاهانه در آن ميتواند، آثار و بركات بزرگي براي كشور ايجاد كند و تعلل در آن ممكن است موجبات يك خسران عظيم را فراهم كند. تاريخ معاصر ايران تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مملو از دخالت هاي گاه و بيگاه قدرت هاي استعماري بوده است. امروز اگر نقشه جغرافيا را پيش روي خود قرار دهيم، خواهيم ديد كه چقدر از اراضي كشورمان از آن جدا شده و چه ميزان از ميراث مادي و خصوصا معنوي به يغما رفته است. اگر بخواهيم قرار دادهايي که در آن عزت و آبروي ايرانيان در معرض تهديد قرار گرفت را، تنها نام ببريم، مثنوي هفتاد من خواهد شد؛ معاهداتي چون گلستان و ترکمنچاي كه سرزمينهاي ماوراي ارس را به بيگانكان داد، قرارداد رويتر كه سرمايههاي اقتصادي كشور را به تاراج ميبرد، قرارداد 1907كه كشورمان را به بين روس و انگليس تقسيم ميكرد، قرارداد 1919، طرح امتياز نفت جنوب و از همه ننگين تر امتياز نفت شمال که همه و همه با همکاري مهره هاي سرسپرده داخلي، لکههاي ننگي بر صفحات تاريخ ايران ميگذاشت. اينها وقايع غم انگيزي است كه بر كشورما گذشته است؛ حضور حاكمان ضعيفالنفس و سرسپرده به بيگانگان در دوره قاجار، پاي استعمارگران را به كشور باز ميكرد؛ روس ها از شاهان مستبدي چون محمد علي شاه حمايت مي کردند و در عوض، انگليسيها ترجيح مي دادند از نيروهاي اجتماعي براي منافع خود استفاده کنند . پس از مضمحل شدن قاجارها وروي کار آمدن رضا خان و پسرش نيز وضع به همين منوال بود، به گونه اي که دخالت قدرت هاي خارجي درتمام شئونات مملکت امري واضح و غير قابل کتمان بود. فراکسيونهاي پارلماني که مي بايست مطالبات موکلين خود را تعقيب مي کردند، به دنبال جلب رضايت شرق و غرب بودند . شيفتگي عدهاي از سياستمداران به بيگانگان البته براي همگان روشن بود تا آنجا که شاعري در وصف اين وضعيت تاسف بار گفت: خاک ايران شده ويران ز سه فيل روسفيل، آنگلوفيل، آلمانفيل[1] البته تاريخ معاصر كشورمان، صفحات درخشاني هم دارد كه به همت بزرگمرداني صادق و مومن رقم خورده است؛ حکايت سال ها استثمار، تحقيرو ذلت، يک روي سکه تاريخ ايران بود و روي ديگر آن تلاش ايرانيان براي گسيختن زنجير هاي ظلم و ستم را نشان مي دهد. از انقلاب مشروطه به رهبري علماي راستين گرفته تا ايستادگي مرحوم مدرس كه در برابر اولتيماتوم روس، درمجلس مي گفت: «حالا که قرار است بميريم چرا به دست خودمان اين کار را بکنيم ».از نهضت ملي شدن نفت تا قيام پانزده خرداد واز پانزده خرداد تا انقلاب پرشکوه اسلامي در بهمن 1357 همواره شاهد اين دوگانه تهاجم و دفاع بوده ايم. با اين حال ملت ايران توانست با كنار زدن استثمار و استبداد، مقدرات كشور را خود بدست گيرد. با اين وصف، سادهانگاري است اگر بر اين باور باشيم كه دشمنان ما دست روي دست گذاشته و چشم طمع از منابع مادي و انساني ما شسته اند. تحميل هشت سال جنگ، ترور جمعي از بهترين فرزندان اين آب و خاك ،تحريم هاي همه جانبه، جلوگيري از توسعه فناوري هاي نوين وتلاش براي تعميق شكاف هاي اجتماعي و فرهنگي در عرصه داخلي، تنها بخشي از تلاش دشمنان براي زمينگير كردن انقلاب ما ست. واقعيت اين است كه اعتماد به نفس عمومي كه در تمام سطوح جامعه به چشم مي خورد، ناشي از آبديده شدن در كوران تندبادهاي تهديد و تحريم است و به جرات مي توان گفت كه ترس تاريخي ايرانيان از اجنبي جماعت، كاملا فرو ريخته است. ولي بااين وجود بايد بيدار بود. دشمن از هر فرصتي براي رخنه در امور كشور و نفوذ به نظام بهره مي برد و چه بسا يكي از اين فرصتها انتخابات باشد. دشمن در فضاي انتخابات ميكوشد با تكيه بر تبليغات رسانه اي، اولا انتخابات در ايران برگزار نشود تا پشتوانه مردمي نظام را زير سوال ببرد. در مرحله بعد اگر انتخابات برگزار شد جمعيت كمتري در پاي صندوقهاي راي حضور يابند و البته به اين مرحله نيز بسنده نخواهد كرد؛ بلكه خواهد كوشيد تا با حمايتهاي تبليغاتي وسيع از كساني كه احساس ميكند استقامت كمتري در برابر تهديدها دارند، در مصدر امور قرار گيرند. بنابراين شايد بتوان گفت؛ انتخابات از آن نقاط عطف تاريخي است كه با تنگه احد قابل مقايسه است؛ در مرحله نخست، حضور همه جانبه در انتخابات و فراخواندن يكديگر به حضوري پرشور در پاي صندوقهاي راي و در مرحله بعد انتخاب آگاهانه مي تواند بازهم روياي دشمنان را نقش برآب كند. [1]شعر از سيداشرفالدين صاحب نشريه "نسيم شمال" است؛ به شيفتگان انگليس؛ انگلوفيل ميگفتند. همينطور به شيفتگان روس و آلمان روسفيل و آلمان فيل گفته ميشد.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:41  توسط محمد مهدي شيرمحمدي
|
|
|