راهبرد فروپاشى ازدرون

محمد مهدى شير محمدى
آمريكايى ها پس از شكست خفت بار در ويتنام كه با كشتار مردم آن سرزمين و فجايع غير قابل باور همراه بود، درراستاى تداوم سلطه خود بر جهان با كمك مؤسسات آكادميك و مراكز تحقيقات نظامى و امنيتى خود شكل تازه اى از براندازى را دردستور كار قراردادند. اين شيوه كه با استفاده از فرآيندهاى تبليغاتى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى و در صورت لزوم اجراى عمليات محدود نظامى محقق مى شد، به «براندازى از درون» موسوم شد. با اين شيوه جديد كه شالوده آن بر براندازى از درون بنيان نهاده شده بود، آنان توانستند حكومت « سالوادور آلنده » را در شيلى ساقط و بركنارى حكومت «ساندنيست ها» و روى كار آمدن جناحى ديگر در نيكاراگوئه را رقم بزنند. گزارش هاى سازمان جاسوسى آمريكا در خصوص فعاليت هاى اين سازمان در شيلى كه منجر به سرنگونى سالوادور آلنده شد حاكى از آن است كه اين سازمان، بيش از نيمى از بودجه اى را كه براى سرنگون كردن حكومت سالوادور آلنده در شيلى اختصاص داده شده بود را در يك مبارزه وسيع تبليغاتى و روانى عليه آلنده هزينه كرده است.
سازماندهى، حمايت، پشتيبانى و هدايت گروهى به نام «كنتراها » از سوى آمريكايى ها درنيكاراگوئه و نسبت دادن اعمال خشونت آميز آنها به ساندنيست ها با كمك رسانه هاى داخلى و خارجى در اختيار و بكارگيرى جنگ روانى گسترده، نمونه ديگرى از اجراى روش مذكور بود كه از سوى آن ها در نيكاراگوئه به اجرا درآمد. آمريكايى ها ضمن همراه نمودن ديگر كشورها و اعمال فشارهاى خارجى بر ساندنيست ها با كمك رسانه ها واجراى عمليات فريب، اعمال خشونت آميز كنتراها را به ساندنيست ها نسبت مى دادند. آنان با فريب افكار عمومى، مردم نيكاراگوئه را متقاعد نمودند كه ساندنيست هاى حاكم، گروهى خشونت طلبند و سياست هاى آنان در قبال آمريكا، عامل اصلى تشديد فشارهاى خارجى و ادامه مشكلات اقتصادى شده است. اين روند در نهايت سبب شد تا در فرايند راى گيرى كه با نظارت آمريكايى ها انجام شد و كارتر در آن راى گيرى به نمايندگى از مجامع جهانى حضور داشت، در نوع كم رنگى از انقلاب هاى مخملى، نيروهاى سياسى طرفدار و مورد حمايت آمريكا، جايگزين ساندنيست ها شوند. آمريكايى ها از چنين شيوه و روشى در جنگ دوم باعراق نيز بهره بردند. آنان پس از محاصره طولانى عراق واجراى سياست هايى نظير نفت در برابر غذا، عدم اجازه پرواز هواپيماهاى عراقى، تشديد محاصره، تهاجم نظامى خود به عراق را طراحى و اجرا كردند. اقدامات روانى به كار گرفته شده از سوى آمريكايى ها در تهاجم به عراق در حدى بود كه برخى، تهاجم نظامى آمريكا به عراق را جنگى روانى قلمداد نمودند كه اقدامات نظامى پيوست آن بود. از هم پاشيده شدن ارتش عراق درحومه بغداد، نه به دليل طرح ريزى و عمليات نظامى بلكه به دليل طراحى واجراى عمليات روانى دقيق و حساب شده اى بود كه عليه ارتش عراق اجرا شد. درحال حاضر نيز بكارگيرى چنين روش هايى از سوى آمريكا در برخورد با حكومت ژنرال عمر البشير در سودان، حكومت اكوادور، حزب الله لبنان، و جنبش حماس نيز مشاهده مى شود. شيوه براندازى از درون با افزوده شدن مولفه هايى نظير ادعاى اصلاحگرى و اصلاحات، گسترش دموكراسى، توسعه سازمان هاى مردم نهاد، نقش اصلى را در استحاله و فروپاشى بلوك شرق و شوروى سابق ايفا كرد. گرجستان و ديگر كشورهاى جدا شده از شوروى سابق، نمونه هاى روشنى از بكارگيرى اين روش از سوى آمريكا در تحت سلطه در آوردن كشورهاى ديگر است.
بعداز نحرير:
اين يادداشت شفاهي، در شماره ديروز(5خرداد1388) روزنامه جوان منتشر شده است. اصل يادداشت چكيده و ويراسته بخشهائي از سخنان من در يك جلسه براي تبيين «راهبردهاي نرم در پروژههاي براندازي عليه انقلاب اسلامي» بود كه چندي پيش در جمع گروهي از دوستان روزنامهنگار ايراد گرديد. اكنون همكاران روزنامه جوان به همت خود اين بخش ها را ويراسته و پس از مكتوب كردن در خور چاپ و عرضه به مخاطبان خود يافتهاند. از لطف آنان متشكرم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:19  توسط محمد مهدي شيرمحمدي
|