تبليغاتX

-:- باغ انديشه -:- - حق يا تكليف

شركت در انتخابات حق است يا تكليف؟

محمد مهدي شير محمدي

يكم)حق‌ماست

برخي بر آنند كه انتخابات يك "حق شهروندي" است؛ بر اين اساس معتقدند هر شهروند، از آن رو كه عضو يك جامعه است، حق دارد در سرنوشت آن جامعه كه به طور تام بر سرنوشت فرد نيز تاثير‌گذار است؛ ايفاي نقش حق كند.

اينان تحت تاثير مكاتب ليبرال-دموكراسي، گمان مي‌كنند با اصرار بر "حق انتخاب كردن" مي‌توانند بر تنور انتخابات بدمند و بدين وسيله با افزايش مشاركت مردم در انتخابات، وجهي از توسعه سياسي را تحقق ببخشند.

البته اصرار بر حقوق سياسي از جمله حق انتخاب كردن، في‌نفسه امر مذمومي نيست. اما اين اصرار به خودي خود، حضور گسترده مردم در انتخابات را موجب نخواهد شد. چرا كه بسياري از شهروندان، با قبول اين حق، از پذيرش آن هم صرف‌نظر مي‌كنند. آنها خواهند گفت:"درست است كه من حق دارم در انتخابات شركت كنم، اما ضرورتي نمي‌بينم به خودم زحمت بدهم و از اين حق صرف‌نظر مي‌كنم."

اين پديده را طي سالهاي اخير در كشور خود نيز شاهد بوديم. جرياني مدعي ليبرال-دموكراسي، با شعارهائي چون "توسعه سياسي"، "حق تعيين سرنوشت" را به مردم گوشزد مي‌كردند اما اتفاقا، هر چه زمان مي‌گذشت، ميزان مشاركت مردم كشورمان در انتخابات افت مي‌كرد. در حالي كه در انتخابات خرداد 1376 حدود 30 ميلوين نفر پاي صندوق‌هاي راي آمده بودند، در انتخابات مجلس خبرگان دوره سوم، شوراهاي اول و دوم، مجالس ششم و هفتم و رياست‌جمهوري دوره‌هاي هشتم و نهم، شاهد كاهش مشاركت بوديم.

دوم) تكليف ماست

برخي برآنند كه شركت در انتخابات (تنها) يك تكليف شرعي است. مردم مكلف‌اند در انتخابات شركت كنند. حاصل اين رويكرد نيز ممكن است آثار و پيامدهاي ناگواري داشته باشد. گروهي كه چندان به تكاليف شرعي خود پاي‌بند نيستند، اساسا به اين رويكرد پاسخ مثبت نمي‌دهند.

از سوي ديگر ممكن است؛ تكليف‌گرايان نيز به حضور در پاي صندوق‌هاي راي كفايت كنند و به انتخابي آگاهانه دست نزنند.

سوم) چيزي بيش از هر دو

به نظر مي‌رسد؛ شركت در انتخابات هم حق است و هم تكليف، و البته چيزي هم بيش از هر دو است. رهبر حكيم و فرزانه ما در اين خصوص مي فرمايند: «شركت در انتخابات، هم حق مردم است و هم تكليف شرعى و واجب شرعى است.» [1]

بگذاريد براي روشن‌تر شدن موضوع يك مثال حقوقي را يادآور شوم. پذيرش اين رويكرد مانند پذيرش حظانت مادر بر فرزند است. همان‌طور كه يك مادر حق دارد فرزند خويش را نزد خود نگه‌دارد. از نظر شرعي نيز مكلف است وظايف مادري را در قبال فرزند انجام دهد. يعني مادر نمي تواند بگويد؛ "من حق نگه‌داري فرزندم را دارم ولي از اين حق صرف‌نظر مي‌كنم و او را به حال خود رها مي‌كنم."

اگر انتخابات را به حال خود رها كنيم، معلوم نيست دشمنان و عمال آنها چه به روز اين مملكت خواهند آورد. اما اگر مسئوليت خود را در قبال انتخابات جدي بگيريم، و به انتخابي آگاهانه بپردازيم نه تنها نشاط سياسي بر كشور حاكم مي‌شود بلكه شاهد حضور قدرتي مقتدر بر مصدر امور خواهيم بود: «آن چيزى كه تا امروز مثل سدى جلوى تعرض آنها[دشمنان] را به نظام جمهورى اسلامى گرفته، حضور شما مردم است. حضور مردم در روز انتخابات، حضورى واضح‏تر از همه جاى ديگر است.»[2]

«حضور مردم، زنده‏كننده‏ى فضاى زندگى در يك كشور است. وقتى مردم در سياست دخالت نكنند و نسبت به اوضاع سياسى اظهارنظر و دلسوزى ننمايند و ندانند كه چه‏كسى آمد و رفت و چه كسى مسؤوليت پيدا كرد و ندانند كه با چه كسى مبارزه مى‏كنيم و به كدام سمت مى‏رويم، كشور پيش نخواهد رفت...»[3]



[1] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اقشار مختلف مردم‏. 25/3/1384.

[2] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اقشار مختلف مردم‏.25/3/1384.

[3] سخنرانى رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با هيأت نظارت، بازرسان و ناظران شوراى نگهبان و هيأت اجرايى انتخابات ميان‏دوره‏يى مجلس و خانواده‏هاى شهدا، اسرا، مفقودان و جانبازان استانهاى فارس و همدان. 22/9/1368

بعداز تحرير:

اين يادداشت به عنوان "سرمقاله" در شماره روز شنبه دوم خرداد 1388 روزنامه سياست‌روز درج شد. متن اين مقاله با اين آدرس در وبگاه روزنامه سياست‌روز قابل دسترسي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:40  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |