تبليغاتX

-:- باغ انديشه -:- - خانه ملت
اين يادداشت را به درخواست دوستان "خانه ملت" نوشته‌ام
...خانه ملت، باشد

یکم) سهل است و دشوار!

کار "ملی" کردن و خدمتی در خور" ملت"، ارائه دادن، سهل و ممتنع است، سهل می نماید از آن رو که چندان تخصصی نیست و برای همه قرار است انجام گیرد و دشوار است از آن رو که بازهم تخصصی نیست و برای همه قرار است انجام گیرد!!

مگر کار سعدی شیرین سخن چنین نیست؟ سهل خوانده می شود، همه آن را می خوانند. اما همه آنانی که خواسته اند گلستانی دیگر بیافرینند، پای قلمشان در گل مانده است، نه "بهارستان" نورالدین عبدالرحمان جامی، گلستان شد و نه "روضه خلد" مجد الدین خوافی. قاآنی که دیگر کارش به اعتراف کشید و حدیثی که از رونویسی گلستان گردآورده بود را "پریشان" نامید.

اما کار سعدی ماندگار شد، اثری ملی شد، همه سهل می خوانند و در پناه آن حکمت و ادب می آموزند ولی اعتراف می کنند که تکرار سخن پردازی او ممتنع و چه بسا ناممکن است.

تازه این قصه دشوار سخن سرائی است تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل، خبرنگاری، گزارشگری، نمایندگی، وکالت، وزارت و پیشکاری و خدمتگذاری شایسته، البته دشوارتر است. برای همین است که مدرس، رجائی، نسیم شمال، میرزاده عشقی و... تکرار ندارند.

دوم) عصاره

امام فرزانه ما می گفت: مجلس در راس امور است، مجلس، عصاره فضائل ملت است. گو اینکه وقتی ملت بیدار و هوشیار است اساسا دارالشورای ملت، جز این نباید باشد. ملت مجلسی را که از فضائلش دوره افتد، کناری می نهد.

قرار بود، "خانه ملت"، آینه دارالشورا باشد. همچنانکه رسانه باید چنین باشد، یک رسانه اگر بخواهد بماند باید آرمان ها و آرزوهای ملت خود را بنمایاند... اگر چنین باشد که البته چنین بودن سهل است و دشوار، رسانه ای ماندگار می شود، هنوز نسیم شمال روزنامه سیداشرف الدین- که دلش زنده بود به عشق- نامش به نکوئی می رود.

و خانه ملت، رسانه ای که پیشانی دارالشورای یک ملت است، باید آرمان ها و آرزوهای ملت خود را بنمایاند تا بماند. البته کار خانه ملت به سبب آنکه بازوی رسانه ای نهادی است که در راس امور است، دشوارتر و کار کردن در آن طاقت فرساتر است.

سوم) گواهی

من دیگر مدتهاست رفیق اهالی خانه ملت نیستم، توفیق همراهی با خانه ملت را به بها داده بودند نه به بهانه!

من این نوشته را بهانه کرده ام تا خاطرات همکاری دوستان در شرایطی سخت که یادکردنش جز ملال نمی افزاید را در سطور سفید آن پنهان کنم!

زمانی که مدد خداوند یار ما بود، همکارانم را در کار سهل و ممتنع می دیدم، حتی اگر من نگویم که چنین بود در و دیوار گواهی بدهد، آری هست. مگر بهای این همکاری، با دشواری آن سازگار بود؟

با این حال دوستان می کوشیدند تک تک اخبار و گزارش هائی که روی خروجی خانه ملت قرار می دادند را با یک تراز ملی، بسنجند، آنچه دردی از مردمی دردمند را دوا می کرد، با شتاب بیشتری تهیه می شد و با دغدغه مضاعفی منعکس می گردید.

هنوز هم اگر به صفحه این خانه می نگرم، این دغدغه مضاعف را می بینم. دغدغه اهمیت کار و جایگاه؛ مگر نه اینکه امام فرزانه ما می فرمود: این قلم که در دست شماست در محضر خداست.

دراز گوئی کردم. امیدوارم خانه ملت همچنان "خانه ملت" باشد. خداوند همه ما را در انجام وظایف انسانی مان موفق بدارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:25  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |