تبليغاتX

-:- باغ انديشه -:- - قادیانیان

درآمدی بر ماهیت و گستره فعالیت فرقه قادیانی

 

اشاره: احمديه يا قادياني، از فرقه هايي است که همزمان با سيطره انگليس بر شبه قاره تاسيس شد. موسس اين فرقه "ميرزا غلام احمد قاديانى" بود که ابتدا دعوى موعود کرد و خود را مهدي و مظهر رجعت مسيح خواند. سپس همانند علي محمد باب، ادعاي خويش را فزوني بخشيد و مدعي شد وحى بر او نازل شده است.

او را مردى زباندان دانسته اند که توانست جمعى از مردم قاديان را به خود دوعت کند. پيروان وي که "قاديانى"و "ميرزائى" خوانده مي شدند خود را "احمدى" معرفي مي کنند. [1]  اينان بعدها همانند ديگر فرق، دچار انشعاب شدند ولي توانسته اند در هند، پاکستان، افغانستان، ايران، عراق، عربستان، سوريه، مصر و در سده اخير در اروپا و آمريکا اجتماعاتي تشکيل دهند.

مقاله حاضر گزارشي اجمالي از ماهيت، باورها و گستره فعاليت قاديانيان است.

 

برآمدن يک فرقه

اين فرقه را ميرزا غلام احمد قاديانى تاسيس کرد. پيروان اين مسلك تازه را قديانى يا ميرزائى ناميده اند. اما آنان خود را «احمدى» مي نامند.

غلام احمد، اهل روستاى "قاديان" از شهرستان "گرداس پور" ايالت "پنجاب" و مردى روحانى بود و گويا با علوم ديني اسلام همانند قرائت، تفسير، حديث، ادبيات عرب و تا حدودي تاريخ آشنا بود.

وي در پنجاه سال داشت که با استفاده از توجيه و تفسير برخى احاديث شيعه ـ زمان ظهور مهدى (ع) را در قرن چهاردهم هجرى پيش بينى كردـ و هواداراني را گرد خويش جمع کرد. اندکي بعد مدعى شد كه مهدى موعود و مظهر رجعت مسيح است، سپس در روز چهارم مارس 1889 م ادعا نمود كه وحى بر او نازل شده و پيامبر است.

جمعي از اهالي قاديان بدو گرويدند و با او بيعت كردند. غلام احمد در اثبات دعوى خويش كتابهائى چند تاليف نمود كه اهم آنها قصيده احمديه (المسيح الموعود و المهدى الموعود)؛ مواهب الرحمن؛ حمامة البشرى الى اهل مكه و صلحاء ام القرى است.

همچنين يك مجله ماهيانه به زبان انگليسى از سال 1902 در قاديان منتشر نمود كه ارگان رسمى قاديانيها است و هنوز هم برقرار است.

پس از فوت غلام احمد به سال 1326 ه.ق، ميرزا نورالدين به عنوان خليفه اول او انتخاب گرديد و پس از او به سال 1914 م ميرزا بشيرالدين محمد احمد پسر غلام احمد به نام خليفه دوم برگزيده شد.

 

باورهاي قاديانيان

عقايد غلام احمد كلاّ مبتنى بر اصول اسلام و تشيع بود تنها در مورد مسيح و مهدى با ساير مسلمانان اختلاف داشت، درباره مسيح معتقد است پس از آنكه به دار آويخته شد نمرد بلكه او را به هندوستان و ايالت كشمير بردند ودر آنجا به تبليغ كيش خود پرداخت تا به سن صد و بيست سالگى درگذشت و در شهر «سرينگر» مدفون گشت.

درباره مهدى گويد وى مظهر مسيح و محمد (ص) و جلوه اى از «كريشتا» يكى از اله هاى هندوان است و خود او همان مهدى موعود است كه ظهور كرده است.

انشعاب فرقه

پس از مرگ نورالدين در اين فرقه انشعاب پديد آمد و گروهى به رياست مولوى محمد على بر اين عقيده شدند كه غلام احمد نبى يا مهدى يا مسيح نبوده بلكه مبشر و مجدّد اسلام بوده است. اين گروه انجمنى به نام «انجمن اشاعت اسلامى احمديه» تشكيل دادند و به اعضاى انجمن لاهو ومجددى معروف گشتند، ليكن اكثريت قاديانيها به رياست ميرزا بشيرالدين بر عقيده نبوت و مهدويت و مسيحيت غلام احمد باقى ماندند. مركز اين فرقه قاديان بود وپس از تشكيل دولت پاكستان به اين كشور منتقل شده در روستاى «ربوه» مستقر گشتند. هر دو گروه مساجدى در نقاط مختلف بنا كرده تبليغات دامنه دارى را دنبال مى كنند. مولانا محمد على قرآن را با سبكى بديع به انگليسى ترجمه و تفسير كرده و كتابى تحت عنوان آئين اسلام به انگليسى بر مبناى عقايد مجدديه تاليف نموده كه به زبانهاى مختلف ترجمه شده است. به علاوه هيئتهاى مذهبى از هر دو دسته با پشتكار به نشر عقايد خود ادامه مى دهند. جمع پيروان مذهب احمديه از هر دو گروه از يك ميليون متجاوز است كه بيشتر در پنجاب و بمبئى و افغانستان و عربستان و ايران و مصر سكونت دارند. دسته مجددى از سوى مسلمانان به خصوص شيعيان پذيرفته شده اند لكن قاديانيها هم از سوى مسلمانها و هم مسيحيان و هندوان ملحد و مطرود تلقى مى شوند و در پاكستان با اينكه بعضى رجال بزرگ آن كشور قاديانى بوده اند چندين بار به آنها حمله مسلحانه شده است.[2]

گرچه فرقه احمديه مدعي است كه خط اصيل اسلام را دنبال مي كند، با اين حال، پيوسته مورد انتقاد شديد مسلمانان بويژه مسلمانان سني قرار داشته است. در گذشته نيز علامه اقبال لاهورى، فرقه احمديه را نوعي تهديد براي اسلام معرفي كرده و خواستار جلوگيري از آن شد.

ابوالعلا مودودى، متفكر ديگر پاكستانى که براي وحدت مسلمين هم مي کوشيد اين فرقه را نوعي سرطان عليه جوامع اسلامي خواند.

در سال هاي اخير نيز اين فرقه شديداً مورد حملات جماعت اسلامي هند و پاكستان و اتحاديه جهان اسلام عربستان سعودي قرار داشته است.

 

نشر فرقه قادياني در جهان

گفته مي شود كه، تا اوايل دهه 1990 تعداد پانصد مسجد متعلق به فرقه احمديه در سراسر جهان و از آن جمله در شهرهاي عمده اروپا وجود داشته است.

 

احمديه در ايران

گزارش هاي پراکنده اي از تحرک قديمي اعضاي اين فرقه براي تبليغ آئين خود در ايران وجود دارد. از جمله، عبدالله شهبازي، مورخ و محقق معاصر درباره تکاپوي اين فرقه براي نفوذ در ايران، مي گويد: «اخيراً با مجموعه اي از اسناد منوچهر بزرگمهر آشنا شدم که در اختيار آقاي سهلعلي مددي است. اين اسناد نشان مي دهد که منوچهر بزرگمهر در سالهاي 1307- 1310 ش. بنيانگذار و مروج فرقه احمديه (پيروان غلام احمد قادياني) در ايران بود. تعدادي نامه به امضاي او در کاغذهاي داراي سربرگ فرقه احمديه موجود است. با توجه به وابستگي عميق فرقه فوق به کانونهاي استعماري، اين مجموعه پيشينه منوچهر بزرگمهر را به شدت زير سئوال مي برد و جايگاه او را در تحولات سالهاي 1320- 1332 و کودتاي 28 مرداد 1332 به يک مسئله جدي قابل بررسي بدل مي سازد.» [3]

 

احمديه در سوئد

در حال حاضر، بخشي از جامعه ديني سوئد را پيروان احمديه تشکيل مي دهد. اينان خود را جزو مسلمانان مي دانند؛ هر چند جامعه مسلمانان سوئد مرزهاي اجتماعي و فکري ايشان را از خود جدا مي کنند.

مسيحيت دين 88 درصد مردم سوئد را شامل مى‏شود، در سال 1951م. آزادي مذهبي در اين کشور اعلام شد ولي از همان سال به دليل رواج بي ديني، زندگي براي آناني که مي خواستند مذهب خود را پاس بدارند دشوار شد و سوئد به يکي از بى مذهب‏ترين كشور جهان تبديل شد. امروز پس از مسيحيان مسلمانان دومين جماعت‏بزرگ مذهبى را در سوئد دارند. اما مسلمانان اين کشور ناهمگون هستند. اغلب مسلمانان قديمي سوئد اصالتاً از كشورهاى تركيه و يوگسلاوى هستند. مسلماناني که در دهه 1970 به سوئد آمدند مهاجران شمال آفريقا، پاكستان، فلسطين و لبنان هستند. در دهه 1980 هم، اتباع ايرانى، عراقى، اتيوپيايى، بنگلادشى و سوماليايى وارد اين کشور شدند و ناهمگوني فکري و قوميتي مسلمانان را شدت بخشيدند. در اين سال، پيروان احمديه نيز در اين کشور افزايش يافتند. در حالي که چند دهه پيشتر سازماندهي پيروان محدود احمديه در سوئد آغاز شده بود. در سال 1970 با ورود "كمال يوسف" از پاكستان تحت عنوان فرستاده مذهبى، به اين کشور، احمديه صاحب تشكلي منظم در سوئد شد. اين تشکل راه را براي مهاجراني که در دهه هاي بعد به سوئد مي آمدند باز کرد. همچنين با تلاش هاي كمال يوسف، و شدت يافتن تبليغات مذهبي وي تعداد زيادى از مسلمانان و مسيحيان به اين فرقه پيوستند.

در همين دهه و دهه 1980 جمع کثيري از پيروان فرقه احمديه به خاطر مشقات فراوان در پاكستان، به سوئد مهاجرت كردند و در حال حاضر، احمديه داراى گردهمايي هايى در شهرهاى مولامو و استكهلم مى‏باشند. آنان توانستند در سال 1976 اولين مسجد مستقل را در گوتنبرگ تاسيس کنند. البته مسلمانان اين مسجد را همانند اعضاي فرقه به رسميت نمي شناختند. بعدها اين مسجد به دست مسلمانان افتاد و آنان توانستند با ساخت مساجد جديد در استكهلم، ابسالا، گوتنبرگ، سيگتونا و دعوت از علمايي براي سفر به اين کشور فضاي تبليغاتي فرقه احمديه را تا حدود زيادي متاثر از تلاش هاي خود ساختند. تشکيل درمانگاه ويژه مسلمانان، مدارس اسلامي و تاسيس سازمان هايي چون "رابطة العالم الاسلامى" و "الدعوة الاسلامى" با حمايت مالي برخي  از سفارتخانه‏هاى کشورهاي اسلامي، دايره فعاليت احمديه را بازهم تحت الشعاع قرار داد. همچنين در سالهاي متاخر مسلمانان توانسته اند تعدادى پرورشگاه خصوصى اسلامى و كودكستان در اين کشور تاسيس کنند. [4]

 

احمديه در آلمان

فرقه احمديه يکي از گروه هاي فعال مذهبي در آلمان است و مانند جوامع ديگر مي کوشد خود را فرقه اي اسلامي معرفي کند. اين گروه، در حوزه تبليغ و انتشار نشريات، نسبت به گروه هاي اسلامي جدي تر هستند.

در سال 1948 اولين ماهنامه‏اسلامى كه به زبان آلمانى منتشر شد متعلق به اين فرقه بود. اين نشريه را "شيخ ‏ناصر احمد" تاسيس نمود و با نام  Der Islam (اسلام) در شهر زوريخ به بازار عرضه کرد.

اين فرقه در سالهاي اخير نيز چهار بروشور در آلمان منتشر مي کند كه يكى از آنان هفته‏نامه Der Islam است. نشريات ديگر فصلنامه و ماهانه هستند. اين نشريات تزئينى، زيبا و با سليقه منتشر مى‏گردند و كيفيت آن از ساير نشريات اسلامى به مراتب بهتر توصيف شده است. انجمن ها، مجامع و مساجد فرقه نيز بروشورها و جزوه هاي اختصاصي براى اعضاى خود منتشر مي کنند.

اما ديگر مطبوعات اسلامى در آلمان ضعيف ترند. طي سالهاي 1924 تا 1940 دوره قدرت يافتن نازي ها در شهر برلين به طور منظم سه‏روزنامه اسلامى منتشر مى‏شد و يك‏ مجله هم هر سه ماه يكبار به بازار مى‏آمد. يکي از نشريات با سابقه مسلمانان آلمان که در شهر زوريخ ‏به زبان آلمانى منتشر مى‏شد و به نام Moslem Press Servic خوانده‏مى‏شد، انتشار آن در سال 1962 متوقف‏گرديد. اين نشريات در داخل و خارج آلمان مورد توجه بود و حتى در كشورهاى‏اروپايى شرقى هم آن را مطالعه ‏مى‏كردند.

گزارش هاي سالهاي اخير نشان مي دهد در مجموع دست اندرکاران نشريات اسلامي، 22 نفر سنى، 4 تن ازآنان شيعه و 5 نفر به فرقه احمديه تعلق دارند.

اما در سالهاي اخير نشريات اسلامي ضعيف و بي رونق و داراي مطلبي غير روزآمد هستند. در سالهاي اخير حدود 17 نشريه اسلامى به زبان آلمانى در اين کشور منتشر مي شود كه تيراژ مجموع آنها به‏27000 نسخه مى‏رسد. اين‏ نشريات مسائل فقهى براى كودكان‏، مقالاتي درباره تاريخ و تمدن اسلامي، داستان ها و افسانه‏هايى درباره پيامبر(ص) و صحابه- که گاه بي استناد، اغراق آميز و ضعيف اند- منتشر مي کنند و به مسائل روز جامعه توجهي ندارند. اين امر موجب مي گردد مسلمانان آلمان براي کسب اطلاعات و اخبار ديگر به نشريات غير اسلامي نيازمند باشند.[5]

 

فرقه احمديه در آمريکا

فرقه احمديه نزديك به يک قرن است در ايالات متحده فعال است اما فعاليت چشمگير آن از سال 1920 آشكار شد. پيروان اين فرقه در آمريکا همانند اعضاي فرقه "دروز" براي حفظ هويت هندي- پاكستاني خود در محصوره فرهنگي غرب تلاش مي كنند.

اما اينان ولي بر خلاف دروزها مراسم و معتقدات مذهبي خود را پنهان نمي نمايند و سعي دارند با بسط حوزه فعاليت و جلب پيروان بيش تر موقعيت بهتري براي مجموعه خود به عنوان يك اقليت مذهبي كسب كنند. آنان خود را مسلمان مي دانند و مي کوشند فعاليت خود را در بين سياه پوستان اين كشور تشديد كنند. آنان توانسته اند سياهان بسياري را به حلقه پيروان خود درآورند.

تبليغات اين فرقه براي سياهان بسيار جاذبه داشت؛ زيرا به برابري نژادي تأكيد مي ورزيد و در ضمن براي سياهان موقعيت هايي در حالت رهبري در نظر مي گرفت؛ ولي با ظهور گروه ملت اسلام در دهه 1930 كه به برتري نژاد سياه و پَستي نژاد سفيد تأكيد مي ورزيد، از شعاع تأثيرگذاري و جاذبه فرقه احمديه كاسته شد.

يكي از مهم ترين فعاليت هاي تبليغي اين فرقه در آمريكا، آموزش قرآن و ترجمه قرآن به زبان هاي مختلف بوده است. نخستين جامعه فرقه احمديه در آمريكا در سال 1911شروع شد ولي فعاليت تبليغي آن از سال 1920 شدت يافت.

در آغاز بيشترين فعاليت فرقه احمديه در شهرهاي شيكاگو، ديترويت، سنت لوئيس، و گاري در اينديانا متمرکز بود. تا اوايل دهه 1940 تعداد پيروان فرقه احمديه به ده هزار نفر مي رسيد و  مراكز فعاليت آنان به شهرهاي كليولند، كانزاس، واشنگتن و پيترزبورگ هم سرايت کرد. در سال 1950 دفتر مركزي اين فرقه به شهر واشنگتن منتقل شد.

طي سالهاي اخير، با افتتاح بزرگ ترين مسجد اين فرقه در شهر سيلوراسپرينگ ايالت مريلند، مقر مركزي فرقه احمديه به اين منطقه منتقل شد. در مراسم افتتاح اين مسجد تعدادي از شخصيت هاي رسمي آمريكا حضور داشتند.

در دهه 1960با ورود مهاجران جديدي از آسيا به آمريکا، تعداد طرفداران احمديه افزايش يافت و جمعي از آنان راهي کانادا شدند.

بررسي هايي كه در خصوص فعاليت هاي اين فرقه در آمريكا صورت گرفته نشان مي دهد كه، در اوايل دهه 1990 تعداد شش ميسيونر مذهبي احمديه در اين كشور وجود داشته اند. پيروان اين فرقه شديداً تلاش دارند هويّت مذهبي و فرهنگي خود را در محيط غيرديني و سكولاريستي آمريكا حفظ كنند.

يكي از مؤثرترين ابزار تبليغاتي اين فرقه از شروع فعاليت آن تا كنون، انتشار نشريه «مسلم سان رايز» بوده است. روي جلد اين نشريه ( MUSLEM SUNRISE ) تصويري از خورشيد در حال طلوع بر فراز آمريكاي شمالي ديده مي شود.

نكته قابل توجه ديگر، فعاليت چشمگير زنان فرقه مذكور در امور تبليغاتي است. زنان به عنوان بخشي از وظايف ديني خود، بايد احاديث زيادي را حفظ كنند. پوشيدن حجاب كامل شامل پوشش سر و صورت و نيز فاصله داشتن زنان از مردان در اماكن عمومي و مراسم مذهبى، شديداً مورد تأكيد قرار مي گيرد. سازمان هايي نيز مخصوص فعاليت زنان و دختران احمديه ايجاد گرديده و زنان فعال در اين سازمان ها نشريات مخصوص خود تحت عناوين عايشه، لجنانيوز، و نصرت نيوز را منتشر مي سازند(4).

 

احمديه کانادا

در دهه 1960با ورود مهاجران جديدي از آسيا به قاره آمريکا، جمعي از پيروان اين فرقه از ايالات متحده از مرزهاي شمالي نيز گذر کردند و وارد کانادا شدند. در ميان قادياني هائي که به مي رسيدند غير از ساکنان آمريکا، مهاجران جديدي که از آسيا به قاره آمريکا مي آمدند نيز بودند. اينان اجتماعات خود را  همراه با دفاتر و تشکل هائي در شهرهاي تورنتو، مونترال و اوتاوا مي گستراندند.

غير از کشورهائي که برشمرديم، پيروان اين فرقه در انگليس، فرانسه نيز منتشر هستند و اجتماعات و فعاليتهاي تبليغي خود را دارند.

پي‌نوشت‌ها

 

[1] معارف ومعاريف ج 1ص 607.

[2] دايرة المعارف اسلامى. مدخل احمديه.

 

[3] http://www.shahbazi.org/pages/Reporter10.htm

[4] Documentation of Euro-Islam Confrence .ترجمه: بهمن احمدى. استخراج شده از:

 

 http://www.e-resaneh.com/Persian/siyasee/Archive/islam%20va%20moslamanan%20dar%20soed.htm,

 

[5] http://www.hawzah.net/Per/Magazine/MO/017/mo01722.htm

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 21:57  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |