|
تغییر کاربرد واژه امیرالمومنین در فرهنگ علمی اهل سنت اميرالمومنين، از واژه هايي است که نزد دانشمندان اهل سنت، بدون آنکه به پيشينه تاريخي آن اعتنا شود، به عنوان لقبي علمي براي مفسران، محدثان و فقيهان(اهل سنت) به کار مي رود و اين بر خلاف معنايي است که منظور نظر حضرت رسول(ع) بود. [1] اين واژه در لغت به معناي "سرور مومنان" است. حضرت رسول(ص)، اين لقب را مختص به امام علي(ع) کرد و به ويژه در روز غدير اين لقب براي آن بزرگوار تثبيت گرديد. اما بعدها اين لقب از جاي خود دور خوانده شد. ابتدا و از زمان خليفه ثاني براي عمر خطاب و بعدهم به عنوان يک لقب عام براي خلفا، به کار رفت. سپس گويا از سده سوم هجري قمري، براي فقهاي ديگر براي بيان مرتبت بالاي علمي ايشان کاربرد يافته است. چنانکه گفتيم اين لقب از القاب مخصوص حضرت علي ابن ابي طالب(عليه السلام) است. اين لقب گرچه پيشتر نيز براي حضرت، به کار مي رفت اما، به طور خاص در روز غدير، از سوي پيامبر اعظم (ع) براي آن بزرگوار تثبيت شد. و در وجهي ديگر، تأکيد حضرت رسول(ع) بر ديگران براي استفاده از اين واژه در خطاب قرار دادن علي(ع)، با هدف تثبيت امامت و ولايت حضرت علي(ع) بر مومنان و مسلمانان، بود. حضرت رسول (ص) در اين روز پس از ايراد خطبه مشهور خود و تعيين علي(ع) به عنوان جانشين خود و ولي مومنان، به حاضران که تعداد آنها 120 هزار تن ذکر گرديده است، فرمود: اي مردم برويد و به علي سلام کنيد و بگوئيد: «السلام عليک يا اميرالمومنين!...»[2] اما در فرهنگ تشيع، نه تنها خلفاي ديگر بلکه ديگر ائمه نيز به اين لقب خوانده نمي شوند: «بعد از شهادت اميرالمومنين(ع) شخصي به امام حسن مجتبي(ع) گفت: "السلام عليک يا امير المومنين" حضرت فرمود: اين لقب خاص پدر ما علي(ع) است. رواي ديگري آمد خدمت امام جعفر صادق(ع) و گفت: "السلام عليک يا امير المومنين". فرمود: "ذاکَ جَدُّنا علي بنُ اَبي طالب" گفت: آقا شما اميرالمومنين نيستيد؟ فرمود: در معنا هستم، ولي "اميرالمومنين" لقب خاص جد ما علي بن ابي طالب است. در رجال برقي از مآخذ بسيار معتبر و پيشين ما، دوازده نفر از بزرگان صحابه را نام مي برد که در اولين جمعه بعد از روز سقيفه يکي بعد از ديگري در مسجد پيغمبر برخاستند و ابوبکر را مخاطب ساختند و سوابق درخشان اميرالمومنين را بر شمردند، و صريحاً شايستگي آن حضرت را براي خلافت اسلامي بازگو کردند... اين دوازده نفر، شش تن از مهاجرين، و شش تن از انصار بودند. آن شش تن که از مهاجرين بودند: ابوذر غفاري، سلمان فارسي، خالد بن سعيد بن عاص، مقداد بن اسود، بُريده اسلمي و عمار ياسر، و شش نفر از اهل مدينه و انصار: خُزيمه بن ثابت(ذو شهادتين)، سهل بن حُنَيف، ابوالهَيثَم بن تَيهان، قيس بن عُباده خزرجي، اُبَي بن کعب و ابو ايوب انصاري بودند. سلمان از جمله گفت: اي ابوبکر! آيا مي خواهي پيشواي کسي باشي که از تو داناتر است؟ مقدم بدار در اين امر کسي را که خدا و پيغمبر در زمان حياتش مقذدم داشت. و بُرَيده اسلمي از جمله گفت: اي ابوبکر! فراموش کرده اي، يا خود را به فراموشي مي زني! نمي داني که پيغمبر در زمان حياتش به ما فرمان داد برويم و به علي سلام کنيم و بگويي: "السلام عليک يا اميرالمومنين"[3] همان طور که لقب "اميرالمونين" غصب شد، واقعه بزرگ غدير خم هم به کلي فراموش شد، يعني بزرگان صحابه به عمداً آن را فراموش کردند.»[4] اما اين لقب اندکي بعد از غدير براي خليفه دوم هم به کار رفت.[5] به نظر عبدالرحمن ابن خلدون اين لقب براي آن به عمر سرايت کرد که کاربرد واژه خليه، پس از ابوبکر مشکل مي شد. «چون بيعت مردم بر ابوبکر مقرر شد صحابه و ديگر مسلمانان اورا خليفة رسول اللّه مي ناميدند و اين امر همچنان بر همين منوال بود تا ابوبکر درگذشت و چون پس از وي بيعت با عمر پيش آمد مردم او را خليفة خليفة رسول اللّه ميخواندند و گويي مردم اين لقب را بسبب بسياري ِ کلمات و تتابع اضافات سنگين مي شمردند.» وي سپس به استفاده از واژه هايي چون "امير حجاز" براي پيامبر(ص) در پايان عصر جاهليت و نيز لقب "اميرالمسلمين" براي سعدبن ابي وقاص که اميرلشکريان قادسيه بود اشاره مي کند. اما بي آنکه به سابقه اختصاص لقب "اميرالمومنين" براي امام علي(ع) تصريح کند، مي افزايد: «اتفاقاً يکي از صحابه(؟) عمر را «اي اميرالمومنين » خطاب کرد و مردم اين لقب را پسنديدند و تصويب کردند و او را بدان خواندند. گويند نخستين کسي که عمر را بدين لقب ناميد عبداللّه بن جحش بود و برخي گويند عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه او را بدين لقب خوانده اند و به قولي پيکي خبر فتح بعضي از لشکريان را آورد و همين که داخل مدينه شد از عمر پرسيد و مي گفت: اميرالمومنين کجاست؟ اصحاب عمر که اين ترکيب راشنيدند آنرا نيکو شمردند و گفتند راست گفتي بخداي نام اوست و از آن پس وي را بدان خواندند و در ميان مردم به منزله لقبي براي او تلقي گرديد و آنگاه خلفاي پس از وي اين لقب را به وراثت از وي گرفتند و آنرا نشانه اي از خلافت شمردند.[6] بنابراين پس از خليفه دوم، ديگر خلفا نيز بدين نام خوانده شدند. از ادامه توضيحات ابن خلدون مي توان دريافت که تا ميانه سده دوم هجري قمري، غير از خلفا، کسي بدين لقب خوانده نشده است وي مي گويد: «و هيچکس در تمام دوران دولت بني اميه در اين لقب و نشانه خاص با ايشان شرکت نمي کرد.»[7] اما پس از فروپاشي خلافت امويان، اين لقب از اختصاص به خلفا نيز خارج شد و فقهاي بزرگ اهل سنت نيز بدين لقب ناميده شدند. آخرين باري كه از اين لقب براي يك حاكم استفاده شد در افغانستان بود.[8] عبدالرحيم غنيمه، اهل مراکش، مولف "تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي"، که اثر خويش را بيشتر ناظر بر فضاي علمي دانشگاهها و مراکز علمي اهل سنت نوشته است، بي آنکه به پيشينه اين لقب و کاربرد خاص آن نزد پيامبر اعظم(ص) و شيعيان اشاره کند، يادآور مي شود که اين لقب از خلفا به فقها و مفسران(اهل سنت) سرايت کرده است. وي درباره کاربرد اين واژه براي فقيان و محدثان (عامه) از قول زرقاني[9] مي نويسد: «اميرالمومنين غير از لقبي است که (به خليفه) در خلافت حکومتي اطلاق مي گرديد، بلکه اين لقبي بود که تنها محدثان بزرگ از بين ساير دانشمندان از طبقه مفسران و فقيهان و علماي ديگر بدان اختصاص يافته بودند.»[10] عبدالرحيم غنيمه، سپس تصريح مي کند که پيشينه تاريخي اين واژه را درنيافته است و مي افزايد: «به دقت نمي دانيم که اين لقب از کي به وجود آمد و چه کسي اول بار به آن ملقب گرديد. از جمله کساني که لقب اميرالمومنين يافته اند " ابن راهويه اسحق ابن ابراهيم" محدث بود که احمد ابن حنبل در باب او گفته است : "او اميرالمومنين در حديث بود[11]." غنيمه سپس در پانوشت اين مطلب يادآوري مي کند: «اما ما نمي دانيم که آيا ابن راهويه در زمان حياتش ملقب به اميرالمومنين شده يا اينکه اين حنبل بعدا خود اين لقب را بر وي اطلاق کرده است. ابن راهويه در سال 288 در گذشت و او استاد علماي حديث بود و امامان ششگانه غير از "ابن ماجه" از وي اخذ حديث کرده اند.»[12] غير از لقب "اميرالمومنين" لقب "امام" نيز به عنوان لقبي علمي در فرهنگ اهل سنت مورد استفاده قرار گرفته است. اما از آنجايي که لقب اميرالمومنين، در فرهنگ شيعي خاص امام علي(ع) بود، در اين بحث به آن پرداختيم.[13] انشاءالله در فرصتي ديگر درباره تطور مفهومي واژه امام، که معناي ويژه اي در فرهنگ شيعي دارد، به لقبي علمي در فرهنگ اهل سنت توضيح خواهيم داد. [1] عبدالله بن عباس مي گويد:« روزي با رسول خدا در يکي از کوچه هاي مدينه مي رفتيم که علي ابن ابي طالب از راه رسيد و به رسول خدا اين گونه سلام کرد: «السلام عليک يا رسول الله و رحمه الله و برکاته» پيامبر نيز در پاسخ فرمود:« و عليک السلام يا اميرالمومنين » از لقبي که رسول خدا به علي بن ابي طالب داد، تعجب کردم و به پيامبر گفتم:« اي رسول خدا، آنچه درباره پسرعمويم، علي، گفتي، از روي محبت و دوستي شخصي با او بود يا لقبي از ناحيه خداوند؟» رسول خدا فرمود:« نه، به خدا سوگند، آنچه درباره علي گفتم، با چشم خودم ديدهام.» پرسيدم:« اي رسول خدا چه ديديد؟» پيامبر فرمود: «در شب معراج به هر دري از درهاي بهشت نظر ميکردم، روي آن نوشته شده بود: علي بن ابيطالب از هفتاد هزار سال پيش از خلقت آدم اميرالمؤمنين بوده است.» (بحارالانوار، ج 37، ص 339، حديث 81) [2] براي آشنائي با واقعه غدير، و اشارات راويان عامه اهل سنت و شيعه به اين واقعه از جمله مي توانيد بنگريد به: - علامه اميني(ره)، الغدير، - نقوي، سيد محمد تقي، خطبه پيامبر اکرم در غدير خم، مدقمه و ويرايش مهدي جعفري، تهران، انتشارات منير(با همکاري موسسه تحقيقاتي فرهنگي جليل، 1374. چاپ اول. - شهيدي، سيدجعفر، زندگاني فاطمه زهرا(س). تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامي. چاپ هجدهم. 1372. - عسگري علامه سيد مرتضي سقيفه. به کوشش مهدي دشتي. تهران. انتشارات منير. چاپ اول. 1382.
[3] رجال برقي، در آغاز رجال ابن داوود، چاپ دانشگاه تهران. به نقل: از دواني علي، غدير خم؛ حديث ولايت. تهران. نشر مطهر. چاپ دوم. 1385. ص 41 [4] دواني، علي، همان. صص 41 تا 43. [5] همان. ص 41 [6] عبدالرحمان ابن خلدون. مقدمه. ترجمه محمد پروين گنابادي. تهران. انتشارات علمي و فرهنگي. چاپ نهم. ج 1 صص 435 تا 436.
[7] همان. ص 436 [8] چهارم آوريل ۱۹۹۶ بيش از 1500 تن از طلاب افغانستان در قندهار با ملا محمد عمر، رهبر خود با عنوان "اميرالمومنين" بيعت کردند. مراسم بيعت، با بلند کردن دست انجام پذيرفت. [9] شرح زرقاني بر المواهب اللدنيه از قسطلاني ج 5 ص 304. به نقل از: عبدالرحيم غنيمه. تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي. نورالله کسائي. تهران. انتشارات يزدان.. چاپ اول تابستان 1363. ص291.
[10] شرح زرقاني. همان. ج 5 ص 304. [11] شرح زرقاني. همان. ج 1 ص 141. [12] عبدالرحيم غنيمه. تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي. نورالله کسائي. تهران. انتشارات يزدان.. چاپ اول تابستان 1363. ص291 [13] در كتب پيشين نيز چگونگي اختصاص لقب اميرالمومنين براي علي(ع) مورد اشاره واقع شده است. از جمله مي توان به كتاب زير اشاره كرد: - واحديان درگاهي، مهدي. امير بر مومنان؛ در بيان اختصاص لقب اميرالمومنين، به امام علي بن ابي طالب. انتشارات يوسف فاطمه(ع). 1382.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:47  توسط محمد مهدي شيرمحمدي
|
|
|