تبليغاتX
-:- باغ انديشه -:-

-:- باغ انديشه -:-

وبگاه شخصی محمدمهدی شیرمحمدی

تعمير حرم

تاملي بركارآمدي‌هاي قوه قضائيهمعمار حرم، باز به تعمير حرم خيز


يكم)تشت هاوايي
جلوه‌هايي از ناكارآمدي دستگاه قضايي كشورمان پيشتر مكشوف آحاد ملت ايران شده بود؛ آن هنگام كه آيت‌الله سيدمحمود شاهرودي سكان قوه قضائيه را در اختيار گرفت،  اين نهاد را ويرانه‌اي توصيف كرد كه نيازمند همتي گران براي تعمير است؛ اما آيا اين ويراني رو به آباداني نهاد؟به رغم تلاش بي‌شائبه آقاي شاهرودي و اقدامات نسبتا مطلبي هم كه صورت بخشيده است گمان نمي‌كنم نه ايشان و نه ديگر متوليان امور از وضع موجود قوه قضائيه خشنود باشند.
جلوه‌هاي ناكارآمدي دستگاه قضايي كشورمان بي‌شمار است؛اما با افشاي زواياي پرونده دانشگاه هاوايي به واقع تشت رسوايي و ناكارآمدي قوه قضائيه از يك سو و وزارت علوم از سوي ديگر از بام افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 20:11  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

مجلس پايه،

تاملي بر تركيب راي اعتماد به كابينه:
مجلس پايه، مجلس پيرو

يكم) آنچه گذشت

مجلس شوراي اسلامي پس از چهار روز بحث رسمي و علني بر سر كابينه، به17وزير پيشنهادي آقاي رييس جمهور راي اعتماد داد و جواز ورود به دولت را براي چهار وزير پيشنهادي صادر نكرد. اين نتيجه در پايان فرآيند بررسي كابينه به زعم كارشناسان سياسي بي نظير و بي بديل بود.

در طول سالهاي پس از انقلاب اغلب كابينه پيشنهادي تمامي روساي جمهور به طور كامل از سوي مجالس تاييد مي‌شد و براي اولين بار بود كه افرادي از كابينه موفق به كسب راي اعتماد نمي‌شدند.عدم راي اعتماد به وزراي پيشنهادي رييس جمهور حداكثر متوجه يك وزير مي شد كه آن هم غريب و بديع مي نمود،اما اكنون مجلس شوراي اسلامي به چهار وزير(اندكي كمتر از يك پنجم كابينه)راي نداده است.اين در حالي است كه اكنون مجلس و دولت همسوترين مواضع را در اصول،مباني و راهبردها دارند.

بررسي نتايج آراي مجالس هفتگانه به كابينه هاي پيشين نشان مي دهد،روساي جمهور در دولت نخست خود همواره راي اعتماد لازم را براي تمامي اعضاي كابينه خود كسب مي كردند.تنها در كابينه دوم آقاي موسوي دو تن از وزراي پيشنهادي و در كابينه دوم آقاي هاشمي يك تن از وزراي پيشنهادي دولت نتوانستند حد نصاب راي لازم از مجلس را بگيرند.در كابينه دوم آقاي موسوي آقايان مهندس نيلي  وزير پيشنهادي براي تصدي وزارت معادن و فلزات  و دكتر نمازي براي تصدي وزارت اقتصاد و دارايي نتوانستند راي لازم را كسب كنند.دركابينه دوم آقاي هاشمي كه به دوره چهارم مجلس معرفي شده بود، آقاي محسن نوربخش براي تصدي پست وزارت اقتصاد و دارايي پيشنهاد شده بود كه نتوانست راي لازم را كسب كند.

دوم) حاصل آرا

حداقل راي لازم براي كسب اعتماد مجلس 143 راي (نصف به علاوه يك)بود كه بر اين اساس محمد مهدي زاهدي وزير پيشنهادي علوم، تحقيقات و فناوري تنها با اختلاف 1 راي توانست با كسب 144 راي (نصف به علاوه دو)از مجلس رأي اعتماد بگيرد.آقاي زاهدي وزير پيشنهادي علوم، تحقيقات و فناوري همچنين 35 راي ممتنع كسب كرد كه بيشترين راي ممتنع حاصله بود.

علي‌اكبر اشعري، وزير پيشنهادي آموزش‌وپرورش، علي احمدي، وزير پيشنهادي تعاون، سيد مهدي هاشمي وزير پيشنهادي رفاه و علي سعيدلو، وزير پيشنهادي نفت، نتوانستند از مجلس رأي اعتماد بگيرند كه 3 تن از اين 4 نفر از معاونان و مشاوران شهرداري تهران بودند.آقاي اشعري 73 راي، عليرضا علي احمدي 105، سيد مهدي هاشمي 131 راي و علي سعيدلو 101 راي كسب كردند و به همين دليل نتوانستند از مجلس راي اعتماد كسب كنند.در ميان وزرايي كه راي اعتماد نگرفتند كمترين آراي مخالف به سيد مهدي هاشمي وزير پيشنهادي براي رفاه و تامين اجتماعي تعلق داشت.

آقاي اشعري با 73 راي كمترين و محمد سعيدي كيا با 222 راي بيشترين آراي نمايندگان را به خود اختصاص دادند.بر اين اساس در مجموع هشت وزير يعني، وزراي پيشنهادي براي وزارتخانه‌هاي اطلاعات (محسني‌ اژه‌اي)، اقتصاد و دارايي (داوود دانش جعفري)، امور خارجه (منوچهر متكي)، ارتباطات و فناوري اطلاعات (محمد سليماني)، جهاد كشاورزي (محمدرضا اسكندري)، دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح (سردار سرتيپ مهندس مصطفي محمد نجار)، راه و ترابري (محمد رحمتي وزير فعلي وزارت راه و ترابري) و مسكن و شهرسازي (محمد سعيدي كيا) موفق به كسب بيش از 200 راي اعتماد از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي شدند.

به بيان ديگر هر يك از اين هشت وزير يعني يك سوم وزراي كابينه توانسته اند بيش از سه چهارم آراي مجلس را از آن خود كنند.

سوم) بي بدليل

رويكرد تعامل مجلس هفتم با كابينه نهم، رويكردي بي بدليل و بي سابقه در تاريخ پارلماني ايران است. چنانچه در بالا هم اشاره شد، اين نخستن بار بود كه اولين كابينه يك رئيس جمهور با چنين چالشي در مجلس مواجه ‌مي‌شود. اما در اين خصوص نكات ديگري قابل ذكر است.

مجلس هفتم، مجلس به واقع اصولگرا، آرمان خواه، عدالت محور است. اين گزاره‌هاي توصيفي درباره رئيس جمهور نهم نيز صدق مي‌كند. آقاي احمدي‌نژاد نيز اصولگرا، آرمان خواه و عدالت محور است. به علاوه جدي‌ترين منتقدان كابينه از نمايندگاني بودند كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري جدي‌ترين حاميان آقاي دكتر احمدي نژاد بودند. با اين همه در بررسي تركيب كابينه رفاقت و ملاحظات دوستانه كنار گذاشته شد.

پيشتر در حالي كه راس هرم مديريت در مجلس پنجم در رقابتي تنگاتنگ با رئيس جمهور منتخب دوره هفتم انتخابات رياست جمهوري را پشت سرگذاشته بود، اما قوه مقننه نتوانست نگرش و رويكرد انتقادي مناسبي را درباره كابينه آقاي سيدمحمد خاتمي داشته باشد و اغلب ملاحظات بسياري از نمايندگان جاي مداقه را گرفته بود و دقت نظر نمايندگان حول سه گزينه (وزير كشور، وزير راه و وزير ارشاد) مي‌گشت.

در ادوار پيشين بررسي كابينه پيشنهادي تحت تاثير رايزني‌هاي مقدماتي و غير رسمي قرار مي‌گرفت و هنگامي كه يك فهرست وارد مجلس مي‌شد، اغلب بي كم و كاست و حداكثر با يك روز بررسي تا قوه مقننه راه مي‌يافت اما در فرآيند اخير چهار روز و هشت جلسه رسمي به بررسي رسمي كابينه اخصاص يافت و درباره اغلب وزراي پيشنهادي بحث و گفت وگوهاي پرشور و صريحي صورت گرفت. اين در حالي بود كه به تعبير يكي از نمايندگان شدت رايزني‌هايي كه در طول اين چهار روز براي جلب راي اعتماد نمايندگان صورت گرفت بي سابقه بود. اين بار چنين نبود كه با يك پيغام تلفني رئيس جمهور جمعي از نمايندگان كارت سفيد را با كارت كبود عوض كنند.

حضور احترام برانگيز و صميمانه رئيس جمهور در تمام جلسات بررسي وزراي پيشنهادي نيز بي‌سابقه بود، پيشتر رئيس جمهور بعد از معرفي وزراي خود مجلس را با آنها تنها مي‌گذاشت و تا بيان دفاعيه پاياني در خانه ملت حضور نمي‌يافت. حضور مدام آقاي دكتر احمدي نژاد در پارلمان گرچه از باب احترام به نمايندگان ملت بود اما ممكن بود رويه تعارف و رودربايستي را در جمع نمايندگان برانگيزاند، اما نتيجه آرا نشان داد كه نمايندگان نيز ضمن احترامي كه به ايشان دارند به مبناي تعارف تصميم‌ نخواهند گرفت.

چهارم) در راس امور

جريان ليبراليستي حاكم بر فضاي سياسي سال‌هاي اخير، پيش از انتخابات چنين بيان مي‌كرد كه با انتخاب يك رئيس جمهور اصولگرا، حاكميت يكدست شده و مجلس تابع دولت خواهد شد. تركيب آراي نمايندگان به وزراي پيشنهادي در واقع مهر بي‌اعتمادي به اين تلقي پيش فرضي زد. به رغم يكدستي مجلس و دولت و پذيرش الگوي اصولگرايانه و عدالت طلبانه قواي مقننه و قضائيه مي‌توان تاكيد كرد از اين پس نيز هر يك از قوا وظايف خود را انجام خواهد داد.

در ادوار پيشتر يكي از چالش‌هاي نمايندگان با كابينه پيشنهادي اين بود كه يك يا چند وزير پيشنهادي با اصول انقلاب اسلامي بيگانه است، اما اكنون آقاي احمدي نژاد گامي بلند براي اين مهم برداشت و همه نمايندگان بر اصولگرايي و تعهد وزراي پيشنهادي مهر تاييد مي‌زدند آنچه بحث انگيز بود عيار توانمندي و كارآمدي وزيراي پيشنهادي بود. اما مجلس كوشيد محك خود را جدي‌تر از مجالس پيشين به كار گيرد.

بر اين اساس مي‌توان به جرات گفت با راي روز چهارشنبه نمايندگان مجلس ارتقا مقام يافت و به جاي پيروي آشكار و پنهان از دولت، به تعبير حضرت امام (ره) در راس امور قرار گرفت.

يادداشت روزنامه الكتر.نيكي خانه ملت.صفحه اصلي رااينجا ببينيد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 16:7  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

چالش غرب

شيرمحمدي در گفتگو با شبكه خبر دانشجو:
ايران زيربناي فكري غرب را دچار چالش ساخته است


 سردبير سياست روز تهاجم غرب به ايران به بهانه فعاليت هاي هسته اي را ناشي از وحشت غرب از شكل گيري «تمدني جديد» بر مبناي «عقل وحياني» توصيف كرد و گفت:نبايد از هياهوي غرب نگران باشيم اين غرب است كه مباني اش را دچار چالش مي بيند و به وحشت افتاده است.
محمد مهدي شيرمحمدي در گفت‌و‌گو با خبرنگار «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به تجربه تاريخي ايران در خصوص ارجاع به شوراي امنيت و جنگ تحميلي تصريح كرد: با وجود اين تجارب ارزنده و همين طور پيشرفت چشمگير از لحاظ فناوري نظامي و همبستگي نيروها نبايد ترس و وحشتي از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت وجود داشته باشد.
وي افزود:اگر به غربي‌ها نشان دهيم كه از شوراي امنيت ترسيده ايم، قطعاً اعمال فشار آن‌ها بر ما روز به روز بيشتر خواهد شد.
اين كارشناس مسائل سياسي با بيان اين مطلب كه در صورت ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت تحريم‌هاي شديدتر مي شود، خاطرنشان كرد:بايد اعتراف كنيم كه كشور نسبت به دوره دفاع مقدس از قدرت و ساماندهي بالاتري در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي برخوردار شده است و با برنامه ريزي دقيق مي توان در مقابل تحريم و تهديدها ايستادگي كرد.
وي اضافه كرد:بايد پيشامدهايي كه ممكن است در اثر پرونده ايران به شوراي امنيت به وجود آيد براي مردم تبيين كنيم تا مطمئن باشيم كه متن جامعه در صورت احتياج به مقاومت در برابر اين پديده كاملاً آماده خواهد بود.
اين فعال مطبوعاتي تأكيد كرد:بايد تمام توان خود را براي عبور از دوره گذار از يك ملت عقب مانده به يك ملت شكوفا بكار گرفته و سختي‌ها و درازي زمان را با هدف دستيابي به يك تحول بزرگ برخود بپذيريم.
سر دبير روزنامه سياست روز همچنين گفت:كشور ما با سمت و سويي كه در پيش گرفته، بنيان غرب و زيربناي فكر و انديشه آن‌ها را دچار چالش ساخته و نشان داده است كه بشر متكي بر عقل قدسي و وحياني قابليت مقابله با بشر متكي بر عقل غربي و انسان مدار را دارد.
سردبير روزنامه سياست روز با تأكيد بر آگاهي دادن اصولي اذهان جامعه نسبت به پيامدهاي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت خاطرنشان كرد: برخي رسانه‌ها و مسئولان نبايد از شوراي امنيت نزد افكار عمومي ملت ايران يك غول ترسيم كنند.
متن گفتگو با رسانه را اينجا بخوانيد.اين گفتگو در كيهان نيز درج شده است. براي مشاهده آن به اينجا مراجعه كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 20:30  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

سيطره فرهنگ

سردبير سياست روز در گفت‌وگو با ايسكانيوز:
بايد در برابر سيطره فرهنگ غرب
 بر فرهنگ ايراني ايستاد تا امنيت ملي ما تهديد نشود

ايسكانيوز ـ بايد در برابر سيطره فرهنگ غرب و غيرايراني بر فرهنگ ايراني و اسلامي ايستاد تا امنيت ملي ما تهديد نشود.
محمد مهدي شيرمحمدي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس سياسي ايسكانيوز، ضمن اعلام اين مطلب گفت: متاسفانه ما در برابر جريان آزاد اطلاعات ضعيف هستيم و بايد با غرب كه اكنون در اين زمينه از ما جلوتر است رقابت كنيم.
وي افزود: متاسفانه صدا و سيما بدون توجه به نيازهاي جامعه ايراني كمتر بر روي مفاخر ايراني همچون فردوسي، خواجه‌نصيرالدين طوسي، شيخ اشراق، ابن سينا و آثار ارزشمند آنها كار كرده است.
سردبير روزنامه سياست روز گفت: شاهنامه فردوسي هزار سال فرهنگ و زبان ايران را بيمه كرده است اما فردوسي معاصر ما كجاست و چه كسي فرهنگ ما را حفظ خواهد كرد؟ آيا براي آيندگان جوابي داريم؟
وي گفت: متاسفانه هجوم فرهنگ غرب به سمت ايران و ايراني و ارزش‌هاي اسلامي هر روز بيشتر مي‌شود و ما نه فرهنگ سازي مي‌كنيم و نه اجازه داده‌ايم كسي در اين زمينه فعاليت كند.
شيرمحمدي گفت: تاكنون قوانيني تصويب شده است كه بسياري از آنها قابليت اجرايي ندارد مانند قانون منع استفاده از تجهيزات دريافت امواج ماهواره كه قطعاً قابليت اجرايي ندارد و بايد تغيير كند چون اين قانون بدون توجه به ملاحظات روز و مسائل فرهنگي تصويب شده است.
وي افزود: فرهنگ ايراني فرهنگي بسيار مقاوم و پويا است و توانسته بارها و بارها در برابر تهاجم ساير كشورها بايستد، در برابر تهاجم مغول‌ها و در برابر 150 سال سيطره فرهنگ غرب ايستاد بنابراين مي‌تواند در برابر تهاجم رسانه‌اي نيز مقاومت كند ولي بايد اين فرصت به مردم داده شود و مسووليت اين امر به عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه در اين زمينه تمهيداتي بينديشد.
سردبير روزنامه سياست روز گفت:‌ استفاده از رسانه در جهت هدايت و ساماندهي افكار عمومي امري صميمي و معقولي است و خود به خود احزاب و گروه‌هاي سياسي سعي در استفاده از ابزار جديد براي تاثيرگذاري بر افكار عمومي خواهند كرد.
وي افزود: آلوين تافلر مي‌گويد امام خميني با تحريم تلويزيون به عنوان رسانه موج سوم و با استفاده از ارتباط چهره به چهره و رسانه‌هاي مكتوب كه موج اول و دوم رسانه ايست توانست بر افكار عمومي مسلط شود چون امام دو رسانه داشت و شاه يك رسانه تحريم شده بنابراين قدرت رسانه‌اي امروز اصلي‌ترين بحث در تاثيرگذاري بر افكار عمومي است.
شير محمدي در ادامه با اشاره به پيشنهاد كروبي براي تاسيس تلويزيون خصوصي گفت: در گذشته از سوي بعضي‌ها همچون بهروز افخمي و شبكه مهاجر قبيل پيشنهاداتي شده بود و حتي ميرحسين موسوي شرط حضور در انتخابات را در داشتن تلويزيون خصوصي دانسته بود اما به دليل خلاء قانوني اين اتفاقات نيفتاد.
وي افزود: جامعه نياز به تحريك دارد و بايد به فكر مردم جهت داد و تكليف آنها را روشن كرد لذا شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي‌تواند با سوال از شوراي نگهبان نظر تفسيري اين شورا را بپرسد و راه را براي ايجاد رسانه‌ها و تلويزيون‌هاي خصوصي هموار سازد.
سردبير سياست روز گفت: اگر كروبي تلويزيوني بسازد كه بتواند نقش اشاعه فرهنگ ايران و ايراني را در خارج از كشور بازي كند بسيار ارزنده است و سوال من اين است که آياتلويزيون او مي‌تواند نقش فردوسي دوم را در قرن معاصر به عهده بگيرد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 19:45  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

ايالات متحده


پايان ليبراليسم در ايالات متحده

 

نظام سياسي حاكم بر«اتازوني» يا ايالات متحده آمريكا مبتني بر تحقق سه مقوله ليبراليسم،كاپيتاليسم و دموكراسي است.اما اكنون هر سه مقوله تزلزلي شگرف يافته است.
ليبراليسم آزادي و رهايي انسان از هر قيد و شرطي را تمنا مي كند و «تنها محدوديت»در برابر آزادي را مرز آزادي ديگران تبيين مي كند.كاپيتاليسم يا سرمايه داري آزادي انسان براي مال اندوزي و ثروتمداري از تمام راههاي ممكن مي خواهد و دموكراسي،تحقق حداكثر شرايط ممكن براي آزادي انتخاب هيات حاكمه از سوي آحاد مردم جامعه را مطالبه مي كند.

سيكل معيوب آزداي!

اما اكنون نظام حاكم بر ايالات متحده،در هر سه مقوله راهي بر خلاف آنچه آرزوي جامعه آمريكايي بود پيگيري مي كند.به ويژه پس از 11سپتامبر پليس فدرال آمريكا(اف.بي.آي)به خود اجازه داده است،به كنترل مجاري ارتباطي افراد جامعه خود،شنود تلفن هاي مردم،رديابي محتواي مكاتبات مكتوب و اينترنتي افراد و... بپردازد.تا پيش از اين ايجاد «ايست هاي بازرسي»بر سر معابر عادي، اقدامي ضد آزادي و متعلق به جوامع ماقبل مدني،توصيف مي شد،اما اكنون كنترل آمد و شد در معابر عمومي،به شدت ملموس و عيان شده است.نا امني آزادي ها را به شدت محدود كرده و جنايتكاران به خود اجازه مي دهند با آدم كشي نه تنها آزادي بلكه جان آنان را بستانند.فاصله جامعه امريكايي از امنيت موجب گرديده است،حتي معلمان و دانش آموزان در مدارس آسودگي خاطر براي ادامه تحصيل نداشته باشند.قتل و كشتار دست جمعي دانش آموزان در مدارس پديده اي فراگير در مدارس آمريكايي شده است،پديده اي كه حتي در جوامع اروپايي هم بدين شدت سابقه نداشته است.آزادي اقليت هاي ديني و قومي و به ويژه رنگين پوستاني كه مسلمان هم باشند،معنايي اندك جز در قوانين موضوعه ندارد.به بيان ديگر در پيگيري آزادي جامعه آمريكايي نه تنها مرز آزادي ديگران بلكه با موانع مهمي چون خواست مراكز قدرت و لابي صهيونيست نيز مواجه است.موانعي كه پس از 11سپتامبر روز به روز حلقه‌ آنها تنگتر نيز مي گردد.گزارش هاي دريافتي از حوادث اخير آمريكا چنان كه لومند نشريه معتبر نخبگان فرانسوي نيز آشكار مي سازد؛ بيش از پيش از حقيقت اين امپراطوري پوسيده پرده بر مي دارد.كاترينا طوفاني بود بود كه از مجسمه آزادي در اين كشور پرده برداشت و قتل و غارت و ناامني را به عنوان حقيقت ليبرال دموكراسي آشكار ساخت.

گزارش هاي«كامن دريمز»

اكنون مي توان با گذري بر منابع خبري درون آمريكا كه گهگاه فرصتي مي يابند تا واقعيت هاي اين كشور را منعكس كنند دورنمايي از وضعيت اتازوني را درك كرد.
پايگاه اينترنتي «كامن دريمز» در همين خصوص گزارش مي دهد:به موجب قوانين تازه در ايالات متحده از اين پس طرفداران آزادي بيان در آمريكا با خطر حبس روبرو هستند؛اين مطلب در پروندههاي دادگاهي كه اخيرا در نيويورك از حالت محرمانه خارج شده كاملا مشخص است.
در يكي از اين پروندهها كه به يك كتابدار مربوط ميشود، پليس فدرال آمريكا وي را تهديد كرده است كه اگر در مورد تحقيقات اداره آگاهي آمريكا از مراجعه كنندگان به كتابخانه وي حرفي بزند به زندان خواهد افتاد. وكلاي اين كتابدار كه نامش منتشر نشده است استدلال ميكنند بدين ترتيب تلاش شده است آزادي بيان كه بموجب قانون اساسي آمريكا از حقوق اوليه مردم است، از موكل وي سلب شود.

دخالت مستقيم در زندگي خصوصي مردم

دولت جورج بوش رييس جمهور ايالات متحده با ادعاي مبارزه با تروريسم بعد از 11 سپتامبر قانوني را تحت عنوان "قانون ميهن پرستي" تدوين كرد كه بموجب آن اداره فدرال آمريكا حق دارد بر خلاف رسم معمول و بدون حكم دادگاه در تمام جنبه هاي زندگي فردي مردم اين كشور دخالت كرده و پروندههاي پزشكي و حتي سوابق مراجعه آنان به كتابخانهها و فروشگاهها را هم بررسي كند. به موجب اين قانون افراد غيرآمريكايي كه براي امنيت اين كشور خطرناك تلقي شوند حبس و يا اخراج خواهند شد. كسي حق انتقاد از دولت در موارد خاصي را نخواهد داشت و حتي بعيد نيست كه انتقاد در دولت آمريكا در موارد خاص آمريكاييها را از حق شهروندي ايالات متحده محروم سازد.

خرد شدن استخوان هاي ليبرال دموكراسي

هم اكنون صداي خرد شدن استخوان هاي ليبرال دموكراسي را نيز مي توان شنيد.به جز آزادي وجوه ديگر اين نظام نيز با چالش هاي آشكاري مواجه است.ايلات متحده در مقوله كاپيتاليسم نيز دچار سيكل معيوب شده است؛طي سالهاي اخير رشد اقتصادي آمريكا معكوس و منفي شده است. سرمايه داران بزرگ اين كشور ديگر اكنون در جستجوي سرزمين هاي ديگري براي سرمايه گذاري هستند.كاهش اعتبار دلار آمريكا در برابر يورو،تقويت بنيان هاي اقتصادي اروپا،آسياي جنوب شرقي،كره و ژاپن و از همه مهمتر رشد چشمگير اقتصاد اژدهايي به نام چين،موجب گريده است،صاحبان كمپاني هاي بزرگ راه خود را از آمريكا به سوي اين كشورها كج كنند.تمناي سرمايه داران براي سرمايه گذاري در پروژه هاي بزرگ ايران حتي بر خلاف شدت گرفتن محدوديت هاي قانوني و تحميلي كه كاخ سفيد براي آنان ايجاد كرده است نشاني از بروز خلل هاي جدي در نظام اقتصادي آمريكاست.

گريز از دموگراسی


در مقوله دموكراسي نيز وضع بدتر و آشكار تر از موارد ديگر است،گرچه آمريكا آزادي حق انتخاب را به زور سرنيزه و بمب هايش مي خواهد بر مردم ستمديده عراق و افغانستان اهدا كند!اما به زور تقلب و تبليغات كاذب همين آزادي را از شهروندان خويش سلب كرده است.در سال 2000ميلادي جرج بوش نه با انتخاب واقعي و مستقيم مردم بلكه با راي دادگاه به رياست جمهوري اين كشور رسيد.در انتخابات اخير نيز با سازوكارهاي انتخابي غير مستقيم قدرت خويش را براي چهار سال ديگر تمديد كرد.مروري بر چگونگي انتخابات رياست جمهوري اين كشور در دوره اخير و تقلب هاي گسترده اي كه منابع خبري داخل آمريكا به جهانيان مخابره مي كنند،مشكوك بودن فرآيند سالم آخرين انتخابات اين كشور را آشكار مي سازد.همچنين روند انتخاب غير مستقيم و گزينش كارت هاي الكترال به جاي ارائه راي به نامزد مورد نظر خود،حاكي از آن است كه قانونگزاران قوانين انتخاباتي به ميزان درايت و هوشمندي سياسي شهروندان خود اعتمادي ندارند و با انتخاب غير مستقيم مي خواهند به زعم خود خطاي گزينش مردم خويش را كاهش دهند.از سوي ديگر،قانونگزاران قوانين انتخاباتي در حالي  هوشمندي سياسي شهروندان خود را زير سوال مي برند كه به اعتراف دانشمندان كشور خويش شاهد انتخاب احمق ترين رييس جمهور در تاريخ سياسي كشور خود هستند،مطالعات اين دانشمندان نشان مي دهد كه ضريب هوشي جرج بوش نه تنها از همتايان پيشين خود پايين تر بلكه از شهروندان عامي آمريكايي نيز پايين تر است!اين پديده تلاش لابي هاي صهيونيستي براي حاكميت مطلق بر كاخ سفيد و فرضيه حكمراني واقعي صهيونيست ها بر اين كشور را تائيد مي كند.
كاهش معنادار ميزان مشاركت مردم در انتخابات نيز نشان مي دهد،آنان از حق انتخاب خويش دست شسته اند،چرا كه در راي خود تاثيري در تغيير روند سياسي ـ اجتماعي كشور نمي بينند.نظام دموكراسي آمريكايي به جاي اينكه به زعم «فرانسيس فوكوياما» پايان تاريخ باشد خود به پايان رسيده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 17:59  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

حداد

سفري كه انجام نشد
فرصتي كه به دست آمد

يكم) بداخلاقي‌هاي غيرديپلماتيك
سفر دكتر غلامعلي حدادعادل – رئيس مجلس شوراي اسلامي – به نيويورك – مقر سازمان ملل انجام نشد. عصر ديروز پس از آنكه رئيس مجلس براي چندمين روز پياپي با تعلل ايالات متحده آمريكا براي صدور رواديد وي و همراهانش مواجه شد در برخوردي عزتمندانه از سفر براي حضور در اجلاس اتحاديه بين المجالس خودداري كرد و به واقع به جاي سخنراني در اين اجلاس با عدم حضور خود، بهترين شيوه اعتراض را برگزيد.
اين در حالي بود كه از چهار روز پيش مقامات آمريكا با تعلل در صدور رواديد براي اعضاي هيات پارلماني ايران، همسويي خود را با حملات رسانه‌اي غرب به نمايش گذاشتند. اين برخورد غيرديپلماتيك و غيراخلاقي غرب با رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران براي نخستين بار نبود كه مشهود مي‌شد. برخوردهاي ناشايست مقامات بلژيك در اوايل تابستان جاري، به هنگام سفر آقاي حدادعادل به اين كشور و نيز لحن غير ديپلماتيك مقامات ايتاليايي عليه ايران در آستانه سفر به رم هر دو از اين سنخ بود. رويكردي كه به توقف سفر رئيس مجلس به ايتاليا نيز انجاميد. اين رخدادها زنجيره‌اي از بداخلاقي‌هاي غيرديپلماتيك است كه پس از انتخابات رياست جمهوري ايران غرب در برابر اراده ملت ايران براي استقلال خواهي و نيز پيگيري دانش و فناوري بومي خود، در پيش گرفته است.

دوم) مغايرت حقوقي
رويكرد ايلات متحده آمريكا در برابر سفر هيات پارلماني ايران به نيويورك را از دو منظر مي‌توان تحليل و بررسي كرد. از منظر حقوق بين‌الملل، ايالات متحد آمريكا حق ندارد انگيزه‌هاي سياسي خود را به يك سازمان بين‌المللي، آن هم سازماني كه عالي‌ترين نهاد اجماعي و جهاني است سيطره دهد. بر همين اساس به رغم كينه‌جويي‌ها و دشمن‌هاي واشينگتن باملت ايران، اين كشور مي‌بايست بدون تعلل براي صدور رواديد اعضاي هيات ايراني اقدام مي‌كرد. سيطره رويكرد سياسي ايالات متحده آمريكا بر سازمان ملل و نهادهاي تابعه آن هنگام، بيش از پيش روشن مي‌شود كه مي‌بينيم اقدام مشابهي با رئيس مجلس كوبا نيز صورت گرفته و هيات پارلماني اين كشور نيز با محدوديتي از همين جنس مواجه شده است.

سوم) گروگان
به نظر مي‌رسد ايالات متحده آمريكا بي اعتنا به مناسبات جهاني و حقوق بين‌المللي با اتخاذ رويكردي سياسي دست به اين اقدام زده است، بر اين اساس اين كشور با پنداري مبتني بر «حق قدرت» و با اتكا به توان نظامي خويش مي‌كوشد از استقرار سازمان ملل متحد و نهادهاي تابعه آن در اين كشور بهره درون حكومتي برده و به نوعي به گروگان گيري اين نهادهاي بين‌المللي بپردازد، آنجا كه مي‌پسندد درهاي اين سازمان‌ها را باز بگذارد و آنجا كه ضرورت ديد منافع نظام خود را ترجيح دهد به اعمال محدوديت در كاركرد اين سازمان‌ها بپردازد.
اين رويكرد كه يادآور آموزه‌هاي «ماكياولي فلورانسي» و «توماس هابز» است با اتكا به «مشروعيت بخشي به حق استفاده از قدرت» البته رويكردي كهن در انديشه سياس غرب و نشانه‌هايي از بازگشت ايالات متحده به ماقبل تفكر حقوق متقابل انسان‌ها در جوامع مدني است. براين اساس واشنگتن با كنار گذاشتن حتي تعارفات دپيلماتيك، ارتجاع به گذشته را به نمايش گذاشته و اعمال قدرت به جاي رفتار قانونمند را به نمايش گذاشته است.

چهارم) قهر بين‌المللي
ديگر اكنون، رفتار فراقانوني ايالات متحده آمريكا كه به ويژه پس از فروپاشي نظام كمونيستي شوروي شدت گرفته است، موضع انتقادي جهانيان و قهر افكار عمومي ملت‌هاي جهان را برانگيخته است. تلاش ايالات متحده آمريكا براي تغييرات ساختاري سازمان ملل متحد براساس خواست‌ها و نيازهاي اين كشور در يك سال گذشته بيش از پيش قهر بين‌المللي را عليه اين كشور برانگيخت. عدم حضور عزتمندانه آقاي حدادعادل به نيويورك بي‌گمان بازتاب‌هاي بسياري را ايجاد خواهد كرد.
دولت ايران مي‌تواند با برخورد معقول با اين پديده درخواست تغيير مقر سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي تابعه آن را به كشوري كه رفتار ديپلماتيك مناسب‌تري دارد، مطرح كند و از دبيركل اين سازمان و اعضاي آن بخواهد براي رهايي نهادهاي بين‌المللي از اسارت ايالات متحده تلاش كنند.

مقاله مذکور از خانه ملت نقل شده است.اين مقاله را اينجا نيز می توانيد بخوانيد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 20:20  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

بهشت

درباره شهرداري تهران؛
ويرانه‌اي از بهشت

001222.jpg

يكم- افسانه آن والي پرمدعا

مي‌گويند در روزگاران قديم والي باندباز و پرمدعايي كه شباهت زيادي به دوم خردادي‌هاي افراطي خودمان داشت بر شهري حكومت مي‌كرد؛ او كه بر اساس گزارشهاي نديمان خويش گمان مي‌كرد كه از شهر خود بهشتي آباد و مصفا ساخته است آرزو داشت بر «بهشت برين» نيز حكمراني كند. شبي در خواب ديد قيامت شده است و بني بشر در برابر او صف كشيده‌اند تا والي، بهشتيان را از ميان آنها انتخاب كند. هر كس كه در پيشگاه والي مي‌ايستاد بايد از سوابق و دستاوردهاي خود مي‌گفت تا والي تصميم بگيرد. همه از جمله ابن سينا، ملاصدرا، ابوريحان بيروني، خواجه نصير طوسي، لويي پاستور و انيشتن در برابر او مي‌ايستادند و با حكم او راهي جهنم مي‌شدند! در مقابل تعدادي از بستگان و اعوان و انصار و هم حزبي‌هاي والي به محض اينكه در برابر والي مي‌ايستادند اذن دخول به بهشت مي‌يافتند.

يك هفته بعد والي سري به بهشت زد، بهشت به جهنم شبيه شده بود. درختان نيم سوخته بودند جوي‌هاي عسل مزبله شده بود. ميوه‌هاي نيم خورده روي زمين فرش شده بود، حوريان و غلمان‌ها سا سر و دست شكسته، اه و ناله مي‌كردند دود درختان نيم سوخته، آسمان نيلوفري را سيه فام كرده بود. والي با شتاب به جهنم رفت تا وضع آنجا را ببيند؛ دانشمنداني كه او به جهنم فرستاده بود، خيابانهاي دوزخ را آب و جارو كرده بودند. پاستور از چشمه حميم دارويي براي درمان سل ساخته بود. ابن سينا جمعي از حكما را دور خود جمع كرده بود و شرح آراء اهل مدينه فاضله را درس مي‌گفت. ابوريحان مشغول نوشتن تحقيق ماللجهنم بود و ملاصدرا در باب «سلوك الي الله ابناي بشر» «با هرمس» و «شيخ اشراق» مباحثه مي‌كرد.

-والي داستان ما، با عجله بيرون دويد تا تابلوي بهشت و جهنم را جابجا كند امااز خواب پريد.

دوم- حقيقت آن شهرداران پرمدعا

مي‌گويند در روزگاران جديد شهرداراني باند باز و پرمدعا كه ازجنس دوم خردادي‌هاي افراطي خودمان بودند بر تهران حكومت مي‌كردند؛ مديريت 14 ساله آنان بر تهران به تعبير آقاي ميرشكاك، ام القراي عالم اسلام را به «دوزخ پايتخت» بدل ساخت. هنوز زخم مديريت ناگوار آنان برشانه‌هاي تهران مشاهده مي‌شود!

برجهاي آسمان خراش، پاي در باغهاي زيباي شميرانات گذاشته‌اند؛ برج سازاني كه مي‌خواستند «نگين غرب» بر انگشتان خودداشته باشند با آتشي كه بر درختان زيباي اللهيه، اقدسيه، زعفرانيه و مي‌افكندند به جاي درختان نيم سوخته، هيولاهايي مشرف بر حريم خصوصي مردم مي‌كاشتند.

هنوز هم ميوه نيم خورده شوك‌هايي كه به اسم «توقف تراكم فروشي» از باند بازان كارگزاراني و مشاركتي به جا مانده است خاطره تلخ افزايش 60 درصدي قيمت مسكن را در دوران ملك مدني ازيادها نبرده است.

اكنون از پي يك دوره مديريت درخشان واليي از جنس مردم در شهر تهران، شهرداران پرمدعا، مي‌خواهند تابلوي جهنمي را كه خود ساخته‌اند را با تابلوي احمدي نژاد تغيير دهند، اما آنان هيچگاه نمي‌خواهند باور كنند كه خفته‌اند؛ آنها خود را به بيداري زده‌اند!

سوم- مديران ضعيف!

روزهاي پيش در پي اعلام عزيمت دكتر قاليباف به خيابان بهشت مقر شهرداري تهران- حاميان دوران سياه شهرداري از شهر جديد خواستند به جاي مديران ضعيفي(!) كه احمدي نژاد آورده بود، آدمهاي توانمندي را به كار گيرد. شگفت است كه اينها مديريت مرداني پر مدعا، ناتوان، بي سواد و حتي معتاد را چون با معيارهاي خود همساز بود كارساز توصيف مي‌كنند و بر همين اساس براي آقاي قاليباف هم نسخه مي‌نويسند.

چهارم- سخني با آقاي قاليباف

رئيس جديد بلديه تهران، مردي پرنشاط، مدير، مدبر و نيكو خصال است كه مي‌تواند افق زيباتري از تهران به نمايش بگذارد. به رغم تلاشهاي بي شائبه آقاي احمدي نژاد و ياران آبادگرش در تهران، اين شهر هنوز از آسيبهاي والي‌هاي ويرانگر آسايش نيافته است؛ آلودگي هوا، بي‌نظمي در آمد و شد، كم توجهي دولت گذشته به مديريت واحد شهري، تنها برخي ازنشانه هاي ملموس اين آسيبها بود. هماهنگي دولت و مجلس با شهرداري و استقبالي كه اميد مي‌رود كابينه از آقاي قاليباف داشته باشد اين اميد را در دلها زنده مي‌كند كه شهر تهران در عمر باقي مانده دومين دوره شوراي شهر، بهتر از دو سال گذشته اداره شود؛ بديهي است اين اميد با پرهيز از الگوهاي دوران تاريك گذشته، پرهيز از ريخت و پاش‌ها، ساده زيستي، تماس منظم و صميمانه با مردم محقق مي‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 16:1  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

کاظمين

تماشاي بابل

يكم) در انتظار منجي

ديشب تصور تكرار صداي مهيب انفجار دلهره‌ بر جان يتيمان كاظمين مي‌انداخت؛ ديشب ، صهيونيست‌ها چون گمان كردند صداي پاي منجي را شنيده‌اند ، به جشن و پايكوبي پرداختند.

قوم يهود از سه هزار سال پيش در انتظار سقوط «بابل» است . براساس «آموزه‌هاي احبار» ، بدبختي و فلاكت اين قوم پس از آنكه شهر باستاني بابل سقوط كند فرصت‌ رهايي و سعادت خواهد يافت؛ اين انتظار هنوز هم ادامه دارد و صهيونيست‌هاي افراطي تحولات خشونت‌بار عراق را باشادي پيگيري مي‌كنند تا منجي‌ آخرالزمان بيايد و آنان سعادت گمشده خويش را بازيابند.

سه سال پيش هنگامي كه رژيم بعث عراق سقوط كرد آنها در تل‌‌آويو و ديگر نقاط جهان « جشن آخرالزمان» برگزار كردند.

دوم ) بخت نصر

درباره «بخت نصر» در اسرائيليات سخن بسيار گفته شده است ؛ او كودكي حرامزاده و «دجال صفت» بود كه بعد از تولد در ميان دو بت قديمي و متروك رها شد و از شير سگي تغذيه كرد تا بزرگ شد. در كتبي كه به قصص قرآن اشاره مي‌كند نيز از او ياد شده است.

مي‌گويند؛ دانيال نبي(ع) نيز همزمان با او مي‌زيست ودر خردسالي «بخت»، او را پند داده است تا چون به حكمراني رسيد خونريزي نكند؛ بخت نصر در دوران انحطاط «تمدن سومريان» بر بابل چيده شد و پادشاهي بين‌النهرين را از آن خود كرد.

بخت نصر، هنگامي كه قوم يهود در سرزمين موعود دچار فساد و اختلاف شد به فلسطين لشكر كشيد و بني‌اسرائيل را به بند آورد. اما ديري نپاييد كه كورش در ايران قدرت يافت و امپراطوري ايران ديگر سرزمين‌ها را نيز مسخر خود ساخت . كورش بابل را فتح كرد و به سلطنت بخت پايان داد و بني‌اسرائيل را آزاد كرد. چهارصدسال پس از سقوط بابل، عيسي(ع) در فلسطين ظهور كرد تا منجي سعادت و آزادي بني‌اسرائيل باشد. اما بني‌اسرائيل منجي خود را رنجيده خاطر كردند و دوباره به انتظار سقوط بابل نشستند.

قوم يهود، با فتح مدائن در عصر «خليفه ثاني»، سقوط بغداد در عصر «هلاكوخان» و سقوط «رژيم بعث» در عصر حاضر بارها سقوط بابل را به تماشا نشسته است، اما عيسي(ع) منجي بني‌اسرائيل، دوهزار سال است كه در آسمان چهارم به نظاره ايستاده و از ددمنشي‌هاي يهوديان افراطي غمگين است.

سوم)‌پيوند صهيونيسم وكنسرواتيسم جديد

چندي است نئوكنسرواتيست‌ها (نومحافظه‌كاران مسيحي) و صهيونيست‌هاي افراطي نشست‌هاي مشتركي برگزار مي‌كنند تا راههاي سريعتر براي تحقق شرايط آخرالزمان را فراهم كنند. به ويژه با فروريختن تئوري آقاي «فوكوياما» كه ليبراليسم را پايان تاريخ جهان مي‌ناميد، گرايش‌هاي افراطي مسيحيان براي دست‌يابي به عصر آخرالزمان بيشتر شد. ‌تشديد افراط‌گري‌هاي محافظه‌كاران مسيحي ، منشي را ايجاد كرد كه به «مسيحيت صهيونيستي» موصوف شد.

صهيونيست‌ها و مسيحيان هر دو به ظهور يك منجي در پايان تاريخ معتقدند وتعدادي از گزاره‌ها و آموزه‌هاي آخرالزماني آنها مشترك است بر همين اساس آنها تلاش مي‌كنند براي بروز شرايط آخرالزماني تشريك مساعي كنند.

چهارم) آرماگدون

براساس آموزه‌هاي آخرالزماني نومحافظه‌كاران در خاورميانه ودر ناحيه‌اي به نام آرماگدون كه در شرق درياي سفيد(مديترانه) واقع است نبردي عظيم رخ مي‌دهد كه كشته‌هاي بسياري از آن به جا خواهد ماند. نتيجه اين نبرد پيروزي حق بر باطل خواهد بود. و آنان كه خود را صاحب حق مي‌شمارند براي پيروزي لحظه‌شماري مي‌كنند. شتاب آنان براي وقوع اين جنگ موجب شد رژيم حاكم بر آمريكا در سال جاري بودجه هنگفتي براي نبرد آرماگدون تدارك ببيند.

پنجم ) اشك تماشايي

اكنون رژيم صهيونيستي در پناه حضو رسمي جنگ سالاران آمريكايي در عراق،‌تركيه ،‌ عربستان ، جمهوري آذربايجان ، كويت و در تلاش است تا با تحريك عوامل محرك در منطقه فروپاشي مكرر بابل را به نظاره بنشيند تا شايد قوم يهود به سعادت برسد و آمريكا با جنگاوري در منطقه مي‌خواهد منجي مسيحيت را به ظهور تشويق كند و اين شتاب به تكرار نسل‌كشي‌ها مي‌انجامد. آنان ديشب نيز با شنيدن خبر انفجارهاي عراق گمان كردند صداي پاي منجي را شنيده‌اند.

من مطمئنم ديشب در شام غريبان صدها انسان بي‌گناه كاظمين جز اشك يتيمان هيچ چيز تماشايي نبود و جز صداي مادران فرزند از دست داده صداي ديگري شنيدني نبود.

من مطمئنم ديشب در محافل مسيحيان افراطي و صهيونيست‌ها، جز جشن و پايكوبي برقرار نبود، باز هم بابل سقوط كرد؛ بازهم قرار شد در آرماگدون جنگي برپا شود. آنها احساس مي‌كردند با قتل و كشتار انسانها يك گام به سعادت نزديك شده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 17:20  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

باز توليد گفتمان عدالت

بازتوليد گفتمان عدالت

آنچه در ادامه مي‌آيد، يادداشتي است كه به عنوان سرمقاله براي شماره 6 شهريور 1384 روزنامه سياست روز نوشتم و امروز (25 مرداد 1388) آن را در سايت خبرگزاري فارس يافتم.


از عهد اساطيري

گفتمان عدالت گرچه همواره در قلوب مومنان بروز و ظهور دارد اما گزاره‌هاي عدالت طلبانه گزاره‌اي پرخروشي است كه فطرت ابناي بشر و به ويژه ايرانيان را بيدار نگه مي دارد به طوري كه به يقين مي توان گفت تمام حركتها و نهضت هاي اجتماعي و انقلابات و حماسه هاي سياسي، بن مايه هاي عدالت طلبانه داشته‌اند، از عهد اساطيري كاوه آهنگر با قيام عليه اژي دهاك فطرت عدالت خواه ايرانيان را براي برپايي نظام سياسي مبتني بر عدل وداد برانگيخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 18:19  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |