تبليغاتX
-:- باغ انديشه -:-

-:- باغ انديشه -:-

وبگاه شخصی محمدمهدی شیرمحمدی

ماه گرفت


آن شبي كه ماه گرفت


شب بود؛ ديگر خيلي از كارها تمام شده بود؛ آن شب با ديگر شب‌ها فرق‌هاي بسياري داشت. ديگر كسي صداي گريه‌اي نمي‌شنيد. ديگر كسي علي(ع) را با مركبي كه زهرا(س) غريبانه بر آن مي‌نشست نمي‌ديد.
ديگر صحابه از صداي دركوفتن علي آسوده شده بودند؛ ديگر همسايه‌ها بي‌آنكه صداي گريه‌اي بشنوند آسوده خفته بودند.
شب‌هاي پيش علي(ع) با زهرا(س) بر در خانه تك تك صحابه مي‌آمد و بعد از كوفتن در غدير را به ياد آنان مي‌آورد. هر شب تك تك صحابه در آستانه در حاضر مي‌شدند و گرم و صميمانه به علي‌(ع) خوش آمد مي‌گفتند و پاسخ مي‌دادند كه غدير را به ياد دارند. هر شب تك تك صحابه قول مي‌دادند صبح با سرهايي كه به نشانه اعتراض  تراشيده‌اند در مسجد پيامبر(ص) اجتماع مي‌كنند و با قيام عليه اجتماع سقيفه، امامت ظاهري را به علي‌(ع) باز مي‌گردانند؛ اما هر صبح تنها چهار نفر با سرهاي تراشيده دور او حلقه مي‌زدند و تا ظهر به انتظار عهد‌شكنان مي‌ماندند.
چهل شب همه به علي‌(ع) وعده ياري مي‌دادند و هر صبح وعده خود را مي‌شكستند، تا اينكه امام(ع) حجت را بر همه تمام كرد. علي(ع) حتي با تكه‌هاي سوخته در و ميخ‌هاي سربرآورده از آن هم حجت گرفت. هيچ كس جز چهار تن حاضر نبود براي برپا داشتن حق او را ياري كند.
شب بود؛ ديگر خيلي از كارها تمام شده بود؛ ديگر نه تنها علي(ع) سراغ صحابه نمي‌رفت،آنها هم خيلي از علي‌(ع) سراغي نمي‌گرفتند تا از ديدن چشمان پرسشگر امام(ع) شرمنده نشوند. ديگر غاصبان هم ضرورتي نمي‌ديدند براي عيادت دختر پيغمبر‌(ص) اصرار كنند. كار آنها تازه استوار شده بود و كارهاي بر زمين مانده آنها بسيار بود. بايد سر فرصت از علي‌(ع) و شيعيانش بيعت مي‌ستاندند. بايد اهالي نجد را كه عليه خليفه قيام كرده بودند سركوب مي‌كردند. بايد چند پيامبر دروغين را ساكت مي‌كردند. از شمال امپراطوري روم به مدينه‌النبي چشم دوخته بود تا دارالاسلام را به جامعه مدني خود ملحق كند. از شرق امپراطوري ايران قشون مي‌كشيد.
شب بود؛ ديگر خيلي از كارها تمام شده بود. دختر پيامبر(ص) براي همه همسايه‌ها و براي خودش دعا خوانده بود. اما جنس دعاي خودش با دعايي كه براي ديگران خواند فرق داشت. دعاي خودش براي تمام شدن بود و دعاي ديگران براي... ديگر كاري جز آخرين نفس باقي نمانده بود.
شب بود؛ ديگر همه كارها تمام شده بود؛ ديگر خاك ماه را در برگرفته بود. ديگر پيامبر‌(ص) دخترش را در آغوش گرفته بود. ديگر همه كارها تمام شده بود جز يتيمي...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 20:11  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

صف‌بندي جديد بر محور عدالت

صف‌بندي جديد بر محور عدالت

يكم) تاريخ مصرف

ديگر تاريخ مصرف صف‌بندي پيشين در ميدان جناح‌بندي سياسي كشور پايان يافته است. اصلاحات به تعبير دوستدارانش مرده است: صورتك جناح دوم خرداد تحت‌الشعاع حماسه‌هاي نهم واول اسفند رنگ باخت وپس از 27 خرداد ماه سال جاري براي هميشه به محاق رفت. درفاصله زماني 27 خرداد ماه و سوم تيرماه عملا بخشي كوچك از جناح اصولگرا همراه با طيف‌هاي متنوع ومتكسري چون ليبرال دموكرات‌ها (نهضت آزادي) سوسيال دموكرات‌ها (جنبش مسلمانان مبارز) تكنوكرات‌ها (كارگزاران و اعتدال وتوسعه) و در برابر طيف عدالت‌طلب و اصولگرا قرار گرفتند؛ به بيان ديگر طي يك دوره يك هفته‌اي چالشهاي عميقي كه پشت برگه‌هاي راي پنهان شده بود انسجام دو جناح اصلي سياسي را فرا گرفت و پس از خردشدن دو جناح اصلي از موزاييك‌هاي پراكنده دو جناح اصلي و جناح كوچك اپوزسيون صفحه‌بندي جديد و البته كمرنگي بر فضاي سياسي حاكم شد.

بعد از تحرير

اين مطلب را به عنوان سرمقاله شماره 14 تير 1384 روزنامه سياست روز نوشتم. خبرگزاري فارس هم آن را نقل كرد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 15:51  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

صف بندي‌هاي جديدي كشور ايجاد مي‌شود

سردبير سياست روزدرگفتگو با ايسكانيوز: 
صف بندي‌هاي جديدي در كشور ايجاد مي‌شود

 

 محمد مهدي شيرمحمدي،با اشاره عدم موفقيت  احزاب در انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: اگر آراي مردم حزبي نشد و مردم به احزاب راي ندادند، گناه مردم نيست بلكه اين ناشي از ضعف احزاب بود كه توان جذب آراي مردم را نداشتند.
سردبير روزنامه سياست روز در گفتگو با خبرنگار ايسكانيوز،فاصله بين گفتمان حاكم بر احزاب، مخصوصا احزابي كه داعيه روشنفكري دارند و ساختارهاي فرهنگي ايران را به عنوان دليل اصلي عدم موفقيت احزاب مطرح كرد و تصريح كرد: مردم ما واقعا حزب گريز و ذره‌اي نشده‌اند و بسيار جمع گرا و حزبي هستند، اما اغلب احزاب سياسي ما در يك صد سال اخير با گفتمان غير بومي وارد شده‌اند و نتوانسته‌اند با مردم مفاهمه و ارتباط داشته باشند و طبيعي است احزابي كه از مردم فاصله بيشتري بگيرند، راي كمتري جذب مي‌كنند.

فقدان زبان مشترك
 

وي با اشاره به موفقيت گروه‌هاي بومي در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا و رياست جمهوري و عدم موفقيت گروه‌ها و احزاب مدرن اظهار داشت: گروه‌هايي كه در جامعه ما چندان شناخته هم نبودند، اما با تكيه بر باورها و سنت‌هاي بومي و با زبان غالبا شفاهي، تبليغ كردند.در انتخابات پيروز شدند در حالي كه گروه‌هاي رقيب آنها كه كاملا شناخته شده بودند و تبليغات بسيار چشمگير و پرزرق و برقي داشتند، نتوانستند پيروز انتخابات باشند. زيرا آنها زبان مفاهمه و ارتباط با مردم را گم كرده بودند.
شيرمحمدي فراموش كردن دغدغه‌هاي مردم را به عنوان دليل ديگر عدم موفقيت احزاب برشمرد و تصريح كرد:در جامعه 5/3 ميليون بيكار داريم، بخش عظيمي از جامعه زيرخط فقر و حتي بخشي نيز در فقر مطلق زندگي مي‌كنند،چند ميليون معتاد داريم،سن ازدواج بالا رفته و اميد به تامين مسكن پايين آمده است و...امااحزاب ما به خصوص احزابي كه داراي گرايش‌هاي روشنفكري هستند،از حقوق بشر،كرامت انساني و آزادي دم مي‌زنند.


حقوق بشر و مايحتاج زندگي

وي افزود: چه حقوق بشري از اين مهمتر كه كسي از حقوق اوليه زندگي مانند تامين قوت اوليه، تحصيل فرزندانش، داشتن يك سرپناه و بسياري نيازهاي اساسي ديگر سخن به ميان آورد.
سردبير سياست روز اظهار داشت: تمام اقشار جامعه،به طور يكسان نمي‌توانند از گفتمان آزادي و حقوق بشر بهره‌مند شوند و بر اين اساس شهروندان جامعه به درجه يك و دو تقسيم مي‌شوند. زيرا دغدغه آنها  معاش و ديگر مايحتاج زندگي است، بنابراين مخاطب اين احزاب فقط بخش محدودي از جامعه خواهد بود.

دوره گذار

شيرمحمدي در پاسخ سوالي در خصوص وضعيت آرايش سياسي گروه‌هاي سياسي پس از انتخابات تصريح كرد: در وضعيت كنوني و در اين روزها ما در دوره گذار سياسي هستيم و اين گذار پيشينه و پسينه داشته  و پيامدي خواهد داشت، اما با انتخاب احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور، آرايش سياسي كشور قطعا صف بند‌ي‌هاي جديدي پيدا مي‌كند، ديگر در اين مقطع صف بندي و چينه‌بندي دوم خردادي و غيردوم خردادي معنا و جايگاهي ندارد.
وي همچنين تاكيد دارد:‌ در اين مقطع بينابين و گذاري، هنوز تركيب افراد، گروه‌ها،‌ برنامه‌هايشان و... مشخص و واضح نيست اگر چه افق‌هاي كلي مشخص شده است، پس از انتخابات رياست جمهوري، گروه‌ها براساس وزن سياسي جديدي كه پيدا كرده‌اند در اين صف بندي‌ها جايگاه مشخصي پيدا خواهند كرد.

رفتار سياسي مردم

شيرمحمدي در پاسخ سوالي در خصوص حضور فعال لايه‌هاي سنتي جامعه و انفعال جامعه دانشگاهي در انتخابات رياست جمهوري اخير گفت: جرياني كه مدعي انفعال دانشگاه در اين انتخابات است مي‌خواهد به گونه‌اي وانمود كند كه جريان دانشگاهي پشت سر آنها قراردارد و آنها مدعي نگاه علمي به جامعه هستند در حالي كه واقعيت غير از اين است.
وي افزود:حتي براساس نگاه پوزيتيويستي و تجربي و مراجعه مستقيم و عيني به رفتار اجتماعي به مردم، ما شاهد تحرك جدي و فعال جامعه دانشگاهي در عرصه انتخابات بوديم اما برخي احزاب با اين رويكرد به جامعه مراجعه نكردند و نتيجه اينكه رفتار انتخاباتي مردم را نتوانستند پيش‌بيني كنند.

افراد يا معيارها
 

سردبير سياست روز در خصوص كابينه انتخابي رييس جمهور منتخب اظهار داشت:در مقطع كنوني به جاي اينكه در مورد اشخاص و جايگاه احزاب و گروه‌ها در كابينه آينده بحث شود بايد به بررسي معيارها و ضرورت‌ها پرداخته شود.
 وي در پاسخ سوالي در مورد تغييرات احتمالي در وزارت خارجه با توجه به حساسيت‌هاي بين‌المللي و داخلي ايجاد شده و همچنين صحبت‌هاي قبلي دكتر احمدي نژاد در خصوص تيم مذاكره كننده هسته‌اي تاكيد كرد: بايد پذيرفت كه دستگاه ديپلماسي ما ناموفق بوده است. به عنوان نمونه ما مدتها است كه منتظريم ديگران به ما اجازه غني سازي اورانيوم بدهند،مردم ما نمي‌توانند بيشتر از اين منتظر بمانند.
وي افزود: ما در مذاكرات هسته‌اي هيچ دستاوردي نداشته‌ايم و فقط در موقعيتي قرار گرفته‌ايم كه تهديد جدي پيش روي‌مان عملياتي نشده است و گرنه اين تهديد رفع نشده است.
شيرمحمدي با اشاره به اظهار موفقيت تيم مذاكره كننده هسته‌اي تصريح كرد:حداقل پيروزي غرب اين بوده است كه تاكنون به ما اجازه غني سازي نداده‌اند و اين حداقل شكست ما نيز هست.

متن اصلي اين مصاحبه را مي توانيد اينجا بخوانيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 15:19  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

افسون‌زدگي افراط‌ها و تفريط‌ها

افسون‌زدايي افراط‌ها و تفريط‌ها

يكم)بام توسعه

«دولت عدالت» در حالي كار خود را آغاز مي‌كند كه دولت‌هاي «اصلاحات» و«سازندگي» هر كدام از يك سوي بام توسعه افتادند؛ يكي با شيفتگي تمام به «ساخت سخت افزاري» عقب‌ماندگي‌ها پرداخت و توسعه اقتصادي را به منزله «فزوني گرفتن تمتع بشر از هستي» در پيش گرفت. در اين ميدان البته عده‌اي كوشيدند گوي سبقت لذت‌جويي از ثروت و مكنت را ازدست ديگران بربايند. اين نگاه كه خود جلوه‌اي ديگر از «دهري‌زدگي» و «بشرمداري» بود همه تلاش‌هاي مطلوب سازندگي را هم تحت‌الشعاع خود قرار مي‌داد. و در نتيجه افراط‌ها افراط‌هاي ديگر هم در عرصه اجتماعي رخ نمود. دولت ديگر با شيفتگي تمام به «ساخت نرم‌افزاري» جامعه پرداخت و توسعه فرهنگي سياسي را الگوي همت خويش قرار داد. اين نوع از توسعه كه به تعبير سيد مرتضي آويني(ره) در ذات خود باز هم در خدمت توسعه اقتصادي بود باز هم حاكي از هژموني و سيطره تفكرات «مدنيت غيرتوحيدي» بر انديشه‌هاي زمامداران وزارت فرهنگ و ارشاد، سازمان ملي جوانان، وزارت علوم، وزارت كشور و بود.
هر دولت با همه خوبي‌ها از يك سوي بام توسعه افتاد و نگاه جامعي به نيازها و مطالبات جامعه ايراني نداشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 20:47  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

از «ائتلاف ملي» بوي استبداد مي‌آيد

از «ائتلاف ملي» بوي استبداد مي‌آيد

گفتگوي محمد مهدي شيرمحمدي با

 دكتر عمادالدين افروغ، جامعه شناس

 و رييس گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني 

اشاره: رجوع افراطيون دوم خرداد به آقاي هاشمي رفسنجاني برخلاف حملات گذشته آنها به ايشان امري شگفت و مغاير با آموزه‌هاي سياسي- اجتماعي آنها بود؛ اما اكنون استقبال از هاشمي به حزب مشاركت و سازمان مجاهدين متوقف شده است. سوسيال دموكرات‌ها (جريان ملي مذهبي) بازماندگان نهضت خداپرستان سوسياليست( دكتر پيمان و گروه متبوعش) جريان ليبرال- دموكرات (ابراهيم يزدي و گروه متبوع وي) و حتي روشنفكراني كه از گروههاي سياسي دوري مي‌جستند همگي در قالب يك ائتلاف ناهمگون و قدرت طلبانه با حزب كارگزارن و حزب اعتدال و توسعه (پراگماتيست‌هاي عملگرا) دست در دست هم داده‌اند تا آقاي هاشمي را بر كرسي رياست جمهوري مستقر كنند.
همزمان با اين رويكرد جريانهاي شبه روشنفكر به آقاي هاشمي؛ اعضاي اين ائتلاف قدرت طلب به رغم حملات پيشين به هاشمي ايشان را فردي ليبرال دمواكرات و البته مسلمان توصيف مي‌كنند.

***

دكتر عماد الدين افروغ استاد جامعه‌شناسي و رئيس گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با سياست روز به تحليل و ارزيابي رويكردهاي اين ائتلاف ناهمگون پرداخته است.

مرگ و زندگي در يك انتخابات


دكتر افروغ مي‌گويد: آنان انتخاب رياست جمهوري را با مرگ و زندگي خود يكي ارزيابي مي‌كنند و به همين دليل با تمام توان از آقاي هاشمي حمايت مي‌كنند.
وي با طرح يك پرسش مي‌گويد: براي من هم جاي سئوال و ابهام است كه آنها كه دم از توسعه سياسي مي‌زدند و پس از دولت اول و دوم آقاي هاشمي مدافع جامعه مدني بودند اكنون دوباره تن به شكل‌گيري دولت سوم فردي مي‌زنند كه پيشتر او را اقتدار گرا و مانع توسعه سياسي و جامعه مدني مي‌دانستند.

ضعف نظري روشنفكران

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي مي‌گويد: معضل و بيماري كه درباره روشنفكران سراغ داريم اين است كه آنان گرفتار يك بيماري مزمن«ضعف نظري» هستند و به رغم تاكيد بر روشن فكري خود، در دوران طفوليت انديشه به سر مي‌برند.
اين جامعه‌شناس با اشاره به اقتضائات جامعه سياسي به عنوان مطلوب جريان روشنفكري مي‌گويد: از اقتضائات توسعه سياسي، پاسداري از تجربه متراكم سياسي جامعه است. ما از زمان مشروطه و حدود 100 سال است كه به تجربه اندوزي در سياست پرداخته ايم و نفي اين تجربه‌ها مغاير با توسعه سياسي است؛ بايد تجلي اين تجربه متراكم سياسي در موضع گيريها و رفتار سياسي ما محسوس و ملموس باشد؛ اين تجربه‌ها اندوخته‌هاي سياسي ماست و ما نمي‌توانيم هم خود را پيرو توسعه سياسي بدانيم و هم اين اندوخته ها را دور بريزيم.
وي به تغيير رويكرد گروههاي روشنفكر عضو ائتلاف ملي از 27 خرداد تا سوم تيرماه اشاره كرده و مي‌افزايد: آنها اكنون فضا را به سوي دو قطبي شدن مي‌برند چون گمان مي‌كنند رياست جمهوري آقاي هاشمي به مرگ و زندگي آنها گره خورده است؛ اگر «حيات سياسي» روشنفكر براي او، از «حيات فكري‌اش» مهمتر باشد او ديگر روشنفكر واقعي نيست.
اين استاد جامعه‌شناس تصريح مي‌كند: علاوه بر اينها، آنها با اين اقدام بنيانگذار بناي غلطي خواهند شد كه از استبداد سردر خواهد آورد؛ برنده انتخابات هركه باشد روند توسعه سياسي كشور به خاطر عدم رعايت محورهاي فوق دچار مشكل جدي خواهدشد.
وي تاكيد مي‌كند: جاي تعجب دارد كساني كه تا ديروز ايدئولوژي و مسلك خاصي داشتند به خاطر حفظ قدرت يك فرد ايدئولوژي و مسلك خود را زيرپا مي‌گذارند. آنها تا 27 خرداد ضمن حمايت از نامزدي ديگر يك فرد را بزرگترين رقيب او مي‌دانستند؛ امروز دم از ائتلاف ملي به نفع رقيب خود مي‌زنند و فضا را دو قطبي مي‌كنند.

حمايت فله‌اي؛ مخالفت فله‌اي

دكتر افروغ ضمن تشكيك درانجام مواضع فكري اين جريان مي‌گويد: آنكه ديروز با آن شدت از يك فرد انتقاد مي‌كرد و او را مخالف فكر و انديشه خود مي‌دانست امروز با تمام توان از او حمايت مي كند؛ اگر كانديدايي كه امروز از او «حمايت فله اي» مي‌شود متوجه دوگانگي رفتاري آنها نشود و حساب خود را از اينها تسويه نكند فردا در صورت پيروزي در انتخابات با «مخالفت فله اي» از سوي همانها مواجه خواهد شد؛ چون يا بايد به خواسته‌هاي آنان كه مغاير با ايدئولوژي خودش است تن بدهد يا بايد او نيز به ايدئولوژي و انديشه‌هاي پيشين خود پشت پا بزند.
وي تصريح مي‌كند: برخي از طيف‌هايي كه به دفاع اين كانديدا برخاسته‌اند نه نسبت ذاتي و ماهوي و نه نسبت صوري با ايدئولوژي كانديداي مزبور دارند.
دكتر عماد الدين افروغ اين دوگانگي را محتمل و قابل پيش‌بيني دانسته و مي‌افزايد: قبلا هم پيش‌بيني مي‌شد كه ليبرال‌ها و سكولارها نهايتا به «مادر پراگماتيستي و ابزارگرايانه» خود روي خواهند آورد. در طول تاريخ سياسي پراگماتسيت‌هاي ابزارگرا طي سالهاي پس از جنگ مي‌بينيم اقدامات آنها منجر به يك نوع اباحه‌گري دولتي از سوي برخي ليبرالها شد. «ابزار گرايي اباحه گرا» از ابتدا پراگماتيست بوده و اباحه‌گري را در درون خود و با خود حمل مي‌كرده است.

همسويي با اباحه‌گران!

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي مي‌گويد: تعجب من از نيروهاي ديگري است كه گرايش آنها غيرابزار گرايانه، غيرليبرالي و غيرليبراليستي است اما آنها نيز همسو با اين جريان مدافع كانديداي مزبور هستند و همسو با ابزارگرايان اباحه‌گرا از كانديداي مزبور حمايت مي‌كنند و ضمن حمايت از ايشان صف خود را از آنها جدا هم نمي‌كنند.
رئيس گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني مي‌افزايد: البته اينها اندك هستند و تعدادي از عناصر به اصطلاح «چپ‌گراي سنتي»ما به اين ائتلاف تن نداده اند و من اميدوارم كه مي‌بينيم نيروهاي سنتي ما بهتر از نيروهاي مدرن توسعه سياسي را مي‌فهمند و قواعد آن را حفظ مي‌كنند و بر مواضع اصولي خود پاي مي‌فشارند.

ظهور دوباره ماكياوليسم

اين جامعه‌شناس مي گويد: جدا از اين قطب‌بندي‌هاي اعمال شده بر فضاي سياسي ما شاهد يك ماكياوليسم گسترده نيز هستيم كه سالهاست بر ذهن جريانات سكولار و ليبرال حاكم است.
وي تصريح كرد: شايد برخي از اين ائتلاف‌ها و ضد ائتلاف‌ها علاوه بر عواملي كه بر شمردم ناشي از «تفوق منش و ايدئولوژي ماكياوليستي» بر رفتار آنان باشد.
اين استاد دانشگاه تصريح مي‌كند: اتفاقات عامل اساس شكست آنها نيز همين تفكر ماكياوليستي است.

آنها كه طعم انقلاب را چشيده‌اند

رئيس گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني مي افزايد: اما ما از كساني كه طعم انقلاب اسلامي را چشيده‌اند و با ارزشهاي انقلابي اسلام آشنا هستند توقع داريم حساب خودشان را از جريان ماكياوليسم و از ماكياوليست‌ها جدا كنند.
خبرنگار ما با اشاره به رجوع جريان روشنفكري و ليبرال‌منش پس از مشروطيت به رضاخان و استبداد پهلوي از دكتر افروغ مي‌پرسد: «آيا جريان روشنفكر پس از رفتارليبرالي دوره دوم خرداد با بازگشت به آقاي هاشمي اصرار دارد ايشان نقش رضاخان را براي آنان ايفا كند و با «اقتدار» اصلاحات رفورميستي را در ايران پياده كند؟ اين استاد دانشگاه پاسخ مي‌دهد: «اصلاحات ملكم‌خاني» در دوره اول مشروطه به طور منطقي و طبيعي سر از استبداد رضاخاني درآورد يعني اصطلاحات را مي‌خواست بي توجه به هويت فرهنگي و تاريخي و قابليت‌هايي كه متن جامعه براي تحول دارد؛ پياده كند. بنابراين مجبور شد به اقتدار و استبداد رضاخاني تن بدهد و برضد خود تبديل شود.

گفتماني مغاير با فرهنگ جامعه

وي تاكيد مي‌كند: وقتي گفتماني مغاير با يك فضاي فرهنگي در جامعه پيگيري شود و با آن بخواهند جامعه را متحول كنند آن گفتمان به ضد خود تبديل مي‌شود؛ تنها مشروطه‌خواهان ليبرال به استقبال از ديكتاتوري و استبداد او نرفتند؛ در غرب نيز اومانيسم‌ها و ليبرالها سر از فاشيسم در آوردند.
دكتر افرواغ يادآور شد: فاشيسم مسبوق بر «هيچ انگاري معرفتي» و «لائيسم فكري» است و هيچ انگاري و نهيليسم خود نتيجه منطقي «انسان بريده از خداست» علاوه بر اين دلالت منطقي عدم فهم مباني گفتمانهاي تحول گرايانه كه به ضد خود تبديل گرديده است عدم شفافيت سياسي و «رابطه قدرت و ثروت» را هم بايد اضافه كنيد.
او يادآوري مي‌كند: به ويژه بعد از رضاخان اين رابطه قدرت و ثروت بازهم شدت گرفت.

پديده اي متسلب ساختار

دكتر افروغ به رابطه قدرت و ثروت در سالهاي اخير اشاره كرد و گفت: اين پديده «متسلب ساختار» است و موجب مي‌شود گروههاي سياسي نه تنها تغيير ماهيت بدهند بلكه تلاش كنند با پيوند زدن خود به قدرت دولتي به سودهاي بادآورده اقتصادي و بعضا فرهنگي برسند.
وي مي‌افزايد: اين مشكل صد ساله ماست كه در نتيجه آن يا به سمت جامعه مدني فردگرا مي‌رويم و از اجتماع‌گرايي غافل شويم و يا به اجتماع گرايي مفرط مي‌رويم و از حقوق فردي و جامعه مدني غافل مي‌شويم.
دكتر افروغ مي‌افزايد: در سالهاي 1320 تا 1332 نيز ما بازگشت روشنفكران به ضد خود را شاهد بوديم. ابتدا يك فضاي سياسي ايجاد شد و سپس بر كشور يك فضاي آنارشيستي حاكم شد و زمينه كودتا در كشور فراهم شد.

شبيه‌سازي تاريخي

اين استاد دانشگاه كپي برداري و شبيه‌سازي تاريخي روشنفكران را مشكل ديگر آنان توصيف كرد و مي‌گويد: آنان چون نگاه بومي ندارند فهمي از هويت ايراني تاريخي ندارند. آنها تكامل گرايي غرب را باور دارند و غرب را كعبه آمال خود مي‌دانند و هر اتفاقي در كشور رخ مي‌دهد را با اتفاقات غرب شبيه‌سازي مي‌كنند.
وي مي‌افزايد: روشنفكران ما واقعا مشكل مفهومي دارند و تا اين مشكل مفهومي حل نشود عقب‌ماندگي تاريخي آنها حل نخواهد شد.
اين نماينده مجلس يادآوري مي‌كند: البته مردم ما تاريخ و تحولات كشور را بسيار بيشتر و بهتر از روشنفكران درك مي‌كنند و اين مشكل برخواسته از دانش و علوم انساني غيربومي است.
وي مي‌افزايد: وقتي علوم انساني مسائل كشور را نمي‌تواند پيش‌بيني كند؛ نه انتخابات اخير و نه انتخابات دوم خرداد را نتوانست پيش‌بيني كند و مي‌گويند مردم ما غير قابل پيش‌بيني هستند! حقيقت آن است كه آنهايي كه تنها بر اين علوم انساني وارداتي و غيربومي آشنا هستند نمي‌توانند رفتار سياسي مردم را پيش‌بيني كنند.

دانش غيربومي

دكتر افروغ تصريح مي‌كند: بين دانش نظري آنها و دانش عملي مردم شكاف عميقي برقرار است چون دانش آنها بومي نبوده و كپي برداري از دانش غربي است.
رئيس گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني مي‌گويد: همانطور كه روشنفكري ملكم‌خاني به استبداد رضاخاني منتهي شد اصلاحات اينها نيز مي‌تواند به يك رضاخان جديد بيانجامد.
وي مي پرسد: كساني كه عليه هاشمي موضع مي‌گرفتند روي چه موضعي تاكيد مي‌كردند. آنها ايشان را اقتدارگرا توصيف مي‌كردند. اكنون آنها اقتدرگرايي متصور خودشان را ليبرال متصور خود مي‌بينند و رقيب ايشان را اقتدارگرا و فاشيست توصيف مي‌كنند.
وي مي‌افزايد: آنها همان كسي را كه نقد مي‌كردند حمايت مي كنند و من متاسفم كه آقاي هاشمي از حمايت آنها به عنوان ائتلاف ملي ياد مي‌كند و مي‌تواند براي من تداعي‌گر اقبال روشنفكران دوره مشروطه به رضاخان باشد.
وي تصريح مي‌كند: اين بدان معنا نيست كه آقاي هاشمي ضرورتا براي آنها نقش رضاخان را بازي مي‌كند اما اقبال روشنفكران آن زمان به يك فرد مقتدر مستبد و اقبال روشنفكران امروز به كسي كه او را اقتدارگرا مي‌دانستند به لحاظ ساختاري و تاريخي مشابه است. اين ائتلاف ملي بوي استبداد و استبداد خواهي مي‌دهد؛ گرايش آنها به ضد خود شبيه گرايش روشنفكران مشروطه خواه به ضد خود است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 21:29  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  | 

موج دوم سونامي

موج دوم سونامي

براي برپايي دولت عدالت

 

يكم) تغييرات اقوام

اصلاح و افساد امور هرامتي به خود آنان وابسته است، خداوند با اختياري كه به انسان اعطا كرده است به او فرصتي داده تا راه صلاح و خير و يا مسير قهقرا را در پيش گيرند؛ طبيعي است كه گزينش راه صلاح و صراط مستقيم سعادت امت‌ها؛ و اتخاذ راه افساد فلاكت و انحطاط رابراي اقوام و ملت‌ها در پي خواهد آورد. برهمين اساس حضرت باري تعالي مي‌فرمايد: «ان الله لا يغير مابقوم حتي يغيروا ما بانفسهم»، فردا فرصتي عيني به ملت ايران داده شده است تا با گزينشي درست سعادت و صلاح آينده خود را رقم بزند و براي برپايي دولت عدل يك بار ديگر تلاش كند.

دوم) روزنو

مقام معظم رهبري روز انتخابات رياست جمهوري را «روزي نو» براي دستيابي به فرصت‌هايي نيكوتر توصيف مي‌فرمودند. هفته پيش با حضور پرشور آحاد ملت در پاي صندوقهاي راي، حماسه اي زيبا و حادثه اي پرشكوه رخ داد؛ اتفاقا نامزدهايي كه هزينه‌هاي هنگفتي را با زر و زور و تزوير به كاربسته بودند تا خود را بر ملت تحميل كنند نتوانستند آراي قابل توجهي كسب كنند و مردم كسي را كه برآمده از خودشان بود و هياهويي برنمي‌انگيخت و ادعايي جز آنچه بود بيان نمي‌كرد بيش از ديگران تكريم كردند و اورا بر صدر نشاندند.
حيرت و شگفتي‌ برآمده از راي مردم در 27 خرداد چنان بود كه هنوز هم رسانه‌هاي بيگانه با واژگاني چون «سونامي»، «غيرقابل پيش‌بيني»، «شگفت‌انگيز»، «نادر» و
از آن ياد مي‌كنند.
خداوند فردا به مردم ايران فرصتي تكميلي و مضاعف اعطا كرده است تا صدرنشينان مردم گريز را به زير آورده و كوخ‌نشيني مردم يار را به صدر بنشاند و امانتي را كه 8 سال پيش به عده‌اي سپرده بود بازستانند و به صالحان ديگري بسپارند.

سوم) ارعاب‌ها و تهديدها

هم اكنون ماشين‌هاي تخريبي اجانب مرتب به جامعه ما اين گونه القا مي‌كنند كه «اگر فلاني بيايد مملكت شما زير و رو مي‌شود»! متاسفانه اين القائات بي‌اعتنا به منشاء آنها بربخشي از نيروهاي سياسي كشور حاكم شده است و فضاي «رقابت دوستانه» را به تهديدها و ارعاب‌ها و تخريب ها آلوده ساخته است. باز هم متاسفانه اين هشدار حضرت امام خميني (ره) فراموش شده است كه مي‌فرمود: «هرگاه بيگانگان از شما تعريف كردند، ببينيد كجاي كارتان اشكال دارد و هرگاه از شما بد گفتند بدانيد كارتان درست بوده است» به واقع چه شده است كه عده‌اي از فعالان سياسي از تعريف‌هاي خوش آب و لعاب رسانه‌هاي بيگانه به خود نمي‌آيند و در برابر اشتياق گروهك‌ها و «نامحرمان انقلاب» نسبت به خود، از خود، «هوشياري سياسي» به خرج نمي‌دهند. آيا به مصداق «حب‌‌الشيء يعمي و يصم» شيفتگي به قدرت؛ چشمها و گوشها را از ديدن و شنيدن اين حقايق نابينا و ناشنوا كرده است؟! آيا نبايد صف حق مداران از نامحرمان اين انقلاب جدا شود؟!

چهارم) صداي پاي آب

بر پايي دولت عدالت نمي‌تواند با تعارف و خوش‌آمدگويي با مفسدان و قدرت‌طلبان، انجام گيرد؛ دولت اگر بخواهد عادل گردد بايد به پالايش نيروها تن بدهد و در خدمت ملت و مطالبات مردم قرار گيرد؛ طبيعي است كه در اين صورت آناني كه به آلاف و الوفي رسيده‌اند به هر چيز چنگ مي‌زنند تا خود را نجات بخشند؛ آنان خود را در برابر سونامي (دريا لرزه) راي ملت غريق مي‌بينند و صداي پاي سيل ملت را شنيده‌اند؛ «الغريق يتشبث بكل حشيش»؛ آنكه در حال غرق است به هر خاشاكي دست مي‌يازد.
دولت اگربخواهد عدالت را در پيش گيرد معلوم است كه زياده خواهاني كه اموال عمومي را به كابين همسران خويش كرده‌اند عصباني خواهند بود؛ و با پيوند زدن خويش به عناصر انقلابي و عزيز و بزرگوار راه نجاتي براي خويش جستجو مي‌كنند، تا پايين نيايند! حضرت امير مي‌فرمود:«والذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر حتي يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفكلم…»سوگند به او كه پيامبر (ص) را به حق مبعوث كرد به هم خواهيد خورد و غربال خواهيد شد و از هم جدا خواهيد شد تا آنكه فرودست‌ترين شما برفراز آيد و فرادست‌ترين شما فرود آيد…

پنجم) ميزان راي ملت است

فردا روز ملت ايران است و آنان هستند كه ميزان خواهند بود؛ فردا ملت ايران با صدق نيت و آگاهي درست خواهد كوشيد دولت جمهوري اسلامي را همانند نظام اسلامي بر پايه اسلام و برجايگاه عدالت نشاند و حق را به جاي خود بازگرداند.
موج دوم دريا لرزه‌اي كه ملت ايران ايجاد خواهد كرد سهمگين‌تر و انقلابي‌تر خواهد بود؛ هياهويي كه تخريب‌گران و ارعاب‌گران طي اين روزها با شب‌نامه و روزنامه‌هاي سياه و رنگارنگ ايجاد كرده‌اند صداي پيش‌لرزه‌هاي حادثه‌اي است كه جمعه با اجتماع آحاد ملت ايران ايجاد خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 21:3  توسط محمد مهدي شيرمحمدي  |